shahadah

[ایالات متحده]/ʃəˈhɑːdə/
[بریتانیا]/ʃəˈhɑːdə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شهادت ایمان؛ اسلامی بیانیه ایمان؛ معتقدت مسلمانان
شکل‌های واژه
جمعshahadahs

جملات نمونه

reciting the shahadah is the fundamental act required to convert to islam.

تکیه بر شهادت اولین و اساسی‌ترین عمل مورد نیاز برای تبدیل شدن به مسلمان است.

the muezzin recites the shahadah during the call to prayer.

مُعزِز در زمان فراخوان نماز شهادت را می‌خواند.

he whispered the shahadah with his final breath.

او با نفس آخر خود شهادت را فریاد زد.

the shahadah serves as the first of the five pillars of islam.

شهادت به عنوان اولین از پنج ستون اسلام عمل می‌کند.

calligraphy depicting the shahadah often adorns the walls of mosques.

کالیگرافی‌های نمایش دهنده شهادت معمولاً دیوارهای مساجد را زیبایی می‌بخشد.

she taught her children to memorize the shahadah at a young age.

او فرزندانش را در سن زودبازی به حفظ شهادت آموزش داد.

uttering the shahadah with sincere belief makes one a muslim.

خواندن شهادت با باور واقعی، فردی را مسلمان می‌کند.

converts often recite the shahadah in front of witnesses at a mosque.

تبدیل شدگان معمولاً در حضور شاهدین در مسجد شهادت را می‌خوانند.

the testimony of faith, or shahadah, asserts the oneness of god.

شهادت یا گواهی ایمان، یکتایی خدا را اثبات می‌کند.

embroidered shahadah patterns are common on islamic prayer rugs.

الگوهای دوخت شده شهادت در زیرگویهای نماز اسلامی گسترده است.

learning the correct pronunciation of the shahadah is important for new muslims.

یادگیری تلفظ درست شهادت برای مسلمانان جدید مهم است.

the flag of saudi arabia features the shahadah written in arabic script.

پرچم عربستان سعودی دارای شهادتی است که با فونت عربی نوشته شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید