The sharpshooter hit the bullseye with ease.
تیرانداز با سهولت به هدف اصابت کرد.
The military trained sharpshooters for precision shooting.
ارتش تیراندازان ماهر را برای تیراندازی دقیق آموزش داد.
The sharpshooter carefully aimed at the target before pulling the trigger.
تیرانداز قبل از کشیدن ماشه، با دقت به هدف نشانه گرفت.
The sharpshooter's accuracy impressed everyone at the shooting range.
دقت تیرانداز همه را در محدوده تیراندازی تحت تأثیر قرار داد.
The sharpshooter's skills were unmatched in the competition.
مهارتهای تیرانداز در مسابقه بینظیر بود.
He was known as the best sharpshooter in the region.
او به عنوان بهترین تیرانداز در منطقه شناخته می شد.
The sharpshooter's steady hand helped him excel in shooting competitions.
دست ثابت تیرانداز به او کمک کرد تا در مسابقات تیراندازی پیشرفت کند.
The sharpshooter's keen eye could spot targets from a distance.
چشم تیز تیرانداز می توانست اهداف را از راه دور تشخیص دهد.
The sharpshooter's rifle was customized for optimal performance.
سلاح تیرانداز برای عملکرد بهینه سفارشی شده بود.
The sharpshooter's focus never wavered during intense shooting situations.
تمرکز تیرانداز در شرایط تیراندازی شدید از بین نمی رفت.
The sharpshooter hit the bullseye with ease.
تیرانداز با سهولت به هدف اصابت کرد.
The military trained sharpshooters for precision shooting.
ارتش تیراندازان ماهر را برای تیراندازی دقیق آموزش داد.
The sharpshooter carefully aimed at the target before pulling the trigger.
تیرانداز قبل از کشیدن ماشه، با دقت به هدف نشانه گرفت.
The sharpshooter's accuracy impressed everyone at the shooting range.
دقت تیرانداز همه را در محدوده تیراندازی تحت تأثیر قرار داد.
The sharpshooter's skills were unmatched in the competition.
مهارتهای تیرانداز در مسابقه بینظیر بود.
He was known as the best sharpshooter in the region.
او به عنوان بهترین تیرانداز در منطقه شناخته می شد.
The sharpshooter's steady hand helped him excel in shooting competitions.
دست ثابت تیرانداز به او کمک کرد تا در مسابقات تیراندازی پیشرفت کند.
The sharpshooter's keen eye could spot targets from a distance.
چشم تیز تیرانداز می توانست اهداف را از راه دور تشخیص دهد.
The sharpshooter's rifle was customized for optimal performance.
سلاح تیرانداز برای عملکرد بهینه سفارشی شده بود.
The sharpshooter's focus never wavered during intense shooting situations.
تمرکز تیرانداز در شرایط تیراندازی شدید از بین نمی رفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید