sherbet

[ایالات متحده]/'ʃɜːbət/
[بریتانیا]/'ʃɝbət/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دسر آب میوه منجمد.
Word Forms
جمعsherbets

جملات نمونه

enjoying a scoop of sherbet on a hot summer day

لذت بردن از یک پیمانه شربت در یک روز گرم تابستان

sherbet is a refreshing dessert made from fruit juice

شربت یک دسر خوش طعم و تهیه شده از آب میوه است.

serving sherbet at a birthday party

سرو کردن شربت در یک مهمانی تولد

sherbet is a popular choice for a light and fruity dessert

شربت یک انتخاب محبوب برای یک دسر سبک و میوه ای است.

mixing sherbet with sparkling water for a fizzy drink

مخلوط کردن شربت با آب گازدار برای یک نوشیدنی گازدار

sherbet is a dairy-free alternative to ice cream

شربت یک جایگزین بدون لبنیات برای بستنی است.

topping a slice of cake with a dollop of sherbet

تزیین یک برش کیک با یک قاشق شربت

sherbet is often served in a colorful array of flavors

شربت اغلب در مجموعه ای رنگارنگ از طعم ها سرو می شود.

making homemade sherbet with fresh fruit

تهیه شربت خانگی با میوه های تازه

sherbet is a light and tangy frozen treat

شربت یک خوراکی یخچالی سبک و ترش است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید