| جمع | shirts |
polo shirt
پیراهن پولو
dress shirt
پیراهن رسمی
button-up shirt
پیراهن دکمهدار
long-sleeve shirt
پیراهن آستین بلند
short-sleeve shirt
پیراهن آستین کوتاه
casual shirt
پیراهن غیررسمی
flannel shirt
پیراهن فلانل
plaid shirt
پیراهن طرحدار
white shirt
پیراهن سفید
stuffed shirt
پیراهن رسمی و کسالتآور
in one's shirt
در پیراهن خود
black shirt
پیراهن مشکی
sports shirt
پیراهن ورزشی
sweat shirt
پیراهن ورزشی گرمکن
tee shirt
تی شرت
He wore a crisp white shirt to the job interview.
او یک پیراهن سفید و اتوکشیده به مصاحبه شغلی پوشید.
She ironed her husband's shirts every Sunday.
او هر یکشنبه پیراهن های شوهرش را اتو می کرد.
The shirt is on sale for half price.
پیراهن با نصف قیمت به فروش می رسد.
He tucked his shirt into his pants before leaving the house.
او قبل از ترک خانه پیراهنش را در شلوارش فرو کرد.
She loves wearing oversized shirts with leggings.
او عاشق پوشیدن پیراهن های بزرگ با لگ است.
The shirt has a stain on the collar.
پیراهن لکه ای روی یقه دارد.
He unbuttoned his shirt and relaxed after a long day at work.
او دکمه های پیراهنش را باز کرد و بعد از یک روز طولانی کاری استراحت کرد.
She prefers to buy organic cotton shirts for their softness.
او ترجیح می دهد پیراهن های پنبه ارگانیک بخرد زیرا نرم هستند.
The shirt was a gift from his grandmother.
پیراهن هدیه مادربزرگش بود.
He couldn't find his favorite plaid shirt for the picnic.
او نتوانست پیراهن چهارخانه مورد علاقه اش را برای پیک نیک پیدا کند.
I don't want to take my shirt off at ComicCon.
من نمیخواهم در ComicCon پیراهنم را در بیاورم.
منبع: The Big Bang Theory Season 10Can you wash my shirt, please? '
میتوانی پیراهنم را بشوری، خواهش میکنم؟
منبع: BlackCat (Beginner) AudiobookIn Spanish, we say “shirt of cotton, ” not “cotton shirt.”
در زبان اسپانیایی میگوییم «پیراهن از پنبه»، نه «پیراهن پنبهای».
منبع: What it takes: Celebrity InterviewsWe could call them a stuffed shirt.
ما میتوانیم آنها را فرد متکبر و خودپسند بنامیم.
منبع: VOA Slow English - Word StoriesHe was wearing blue cotton trousers, a white short-sleeve shirt and black shoes.
او شلوار نخی آبی، پیراهن آستین کوتاه سفید و کفشهای سیاه پوشیده بود.
منبع: Hear EnglandWhen GameStop spiked they lost their shirts.
وقتی GameStop افزایش یافت، آنها پیراهنهای خود را از دست دادند.
منبع: The Economist (Summary)And Reggie had a Superman shirt on.
و رجی یک پیراهن سوپرمن به تن داشت.
منبع: NBA Star Speech CollectionWhere does Taika Waititi get his shirts?
تایکا وایتیتی پیراهنهایش را از کجا میخرد؟
منبع: Connection MagazineThere was blood on his white shirt.
روی پیراهن سفیدش خونی وجود داشت.
منبع: Goodbye, Mr. Hollywood.You know where I got this shirt?
میدونی من این پیراهن رو از کجا گرفتم؟
منبع: Our Day This Season 1polo shirt
پیراهن پولو
dress shirt
پیراهن رسمی
button-up shirt
پیراهن دکمهدار
long-sleeve shirt
پیراهن آستین بلند
short-sleeve shirt
پیراهن آستین کوتاه
casual shirt
پیراهن غیررسمی
flannel shirt
پیراهن فلانل
plaid shirt
پیراهن طرحدار
white shirt
پیراهن سفید
stuffed shirt
پیراهن رسمی و کسالتآور
in one's shirt
در پیراهن خود
black shirt
پیراهن مشکی
sports shirt
پیراهن ورزشی
sweat shirt
پیراهن ورزشی گرمکن
tee shirt
تی شرت
He wore a crisp white shirt to the job interview.
او یک پیراهن سفید و اتوکشیده به مصاحبه شغلی پوشید.
She ironed her husband's shirts every Sunday.
او هر یکشنبه پیراهن های شوهرش را اتو می کرد.
The shirt is on sale for half price.
پیراهن با نصف قیمت به فروش می رسد.
He tucked his shirt into his pants before leaving the house.
او قبل از ترک خانه پیراهنش را در شلوارش فرو کرد.
She loves wearing oversized shirts with leggings.
او عاشق پوشیدن پیراهن های بزرگ با لگ است.
The shirt has a stain on the collar.
پیراهن لکه ای روی یقه دارد.
He unbuttoned his shirt and relaxed after a long day at work.
او دکمه های پیراهنش را باز کرد و بعد از یک روز طولانی کاری استراحت کرد.
She prefers to buy organic cotton shirts for their softness.
او ترجیح می دهد پیراهن های پنبه ارگانیک بخرد زیرا نرم هستند.
The shirt was a gift from his grandmother.
پیراهن هدیه مادربزرگش بود.
He couldn't find his favorite plaid shirt for the picnic.
او نتوانست پیراهن چهارخانه مورد علاقه اش را برای پیک نیک پیدا کند.
I don't want to take my shirt off at ComicCon.
من نمیخواهم در ComicCon پیراهنم را در بیاورم.
منبع: The Big Bang Theory Season 10Can you wash my shirt, please? '
میتوانی پیراهنم را بشوری، خواهش میکنم؟
منبع: BlackCat (Beginner) AudiobookIn Spanish, we say “shirt of cotton, ” not “cotton shirt.”
در زبان اسپانیایی میگوییم «پیراهن از پنبه»، نه «پیراهن پنبهای».
منبع: What it takes: Celebrity InterviewsWe could call them a stuffed shirt.
ما میتوانیم آنها را فرد متکبر و خودپسند بنامیم.
منبع: VOA Slow English - Word StoriesHe was wearing blue cotton trousers, a white short-sleeve shirt and black shoes.
او شلوار نخی آبی، پیراهن آستین کوتاه سفید و کفشهای سیاه پوشیده بود.
منبع: Hear EnglandWhen GameStop spiked they lost their shirts.
وقتی GameStop افزایش یافت، آنها پیراهنهای خود را از دست دادند.
منبع: The Economist (Summary)And Reggie had a Superman shirt on.
و رجی یک پیراهن سوپرمن به تن داشت.
منبع: NBA Star Speech CollectionWhere does Taika Waititi get his shirts?
تایکا وایتیتی پیراهنهایش را از کجا میخرد؟
منبع: Connection MagazineThere was blood on his white shirt.
روی پیراهن سفیدش خونی وجود داشت.
منبع: Goodbye, Mr. Hollywood.You know where I got this shirt?
میدونی من این پیراهن رو از کجا گرفتم؟
منبع: Our Day This Season 1لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید