shorties

[ایالات متحده]/ˈʃɔːtiz/
[بریتانیا]/ˈʃɔrˌtiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افراد یا اشیای کوتاه، به ویژه اقلام پوشاک کوتاه

عبارات و ترکیب‌ها

cute shorties

بچه های بامزه

little shorties

بچه های کوچک

funny shorties

بچه های خنده دار

sassy shorties

بچه های با زهر

sweet shorties

بچه های شیرین

feisty shorties

بچه های سرسخت

tiny shorties

بچه های ریز

playful shorties

بچه های بازیگوش

brave shorties

بچه های شجاع

stylish shorties

بچه های شیک

جملات نمونه

shorties are often the life of the party.

کوتاه پوش‌ها اغلب روح مهمانی هستند.

he always hangs out with his shorties on weekends.

او آخر هفته ها همیشه با کوتاه پوش هایش بیرون می رود.

the shorties in the group are the most energetic.

کوتاه پوش های گروه پرانرژی ترین هستند.

she loves wearing shorties during the summer.

او عاشق پوشیدن کوتاه پوش در تابستان است.

shorties can be just as stylish as longer outfits.

کوتاه پوش ها می توانند به اندازه لباس های بلند شیک باشند.

they often refer to their close friends as shorties.

آنها اغلب به دوستان نزدیک خود به عنوان کوتاه پوش اشاره می کنند.

shorties are perfect for casual outings.

کوتاه پوش ها برای گردش های غیررسمی عالی هستند.

he bought some new shorties for the beach.

او چند کوتاه پوش جدید برای ساحل خرید.

shorties can be a fun fashion statement.

کوتاه پوش ها می توانند یک بیانیه مد سرگرم کننده باشند.

she feels confident wearing her favorite shorties.

او با پوشیدن کوتاه پوش مورد علاقه اش احساس اعتماد به نفس می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید