shoulder

[ایالات متحده]/'ʃəʊldə/
[بریتانیا]/'ʃoldɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بخشی از بدن بین گردن و بازوی بالا، جایی که آستین یک لباس پوشش می‌دهد
vt. به دوش کشیدن (یک بار، دشواری و غیره) بر روی شانه‌های خود یا به گونه‌ای که بر روی شانه‌های خود باشد
Word Forms
قسمت سوم فعلshouldered
صفت یا فعل حال استمراریshouldering
شکل سوم شخص مفردshoulders
جمعshoulders
زمان گذشتهshouldered

عبارات و ترکیب‌ها

shoulder to shoulder

شانه به شانه

cold shoulder

بی‌توجهی

shoulder joint

مفصل شانه

shoulder strap

بند شانه‌ای

shoulder bag

کیف دوشی

frozen shoulder

شانه یخ‌زده

shoulder pad

بالش شانه

periarthritis of shoulder

پری‌آرتریت شانه

shoulder blade

دندانه شانه‌ای

shoulder pole

قطب شانه

shoulder height

قد شانه

shoulder width

عرض شانه

shoulder out

بیرون آوردن شانه

shoulder belt

کمربند شانه

shoulder girdle

کمربند شانه

جملات نمونه

the shoulder of a pulley.

شانه‌ی یک قرقره.

with shoulders thrown back

با شانه‌هایی که به عقب انداخته شده بودند

we fought shoulder to shoulder with the rest of the country.

ما در کنار سایر کشورها و در کنار یکدیگر جنگیدیم.

We fought shoulder to shoulder to defend our country.

ما برای دفاع از کشورمان در کنار یکدیگر جنگیدیم.

I stand shoulder to shoulder with Julia on this important issue.

من در این موضوع مهم در کنار جولیا می‌ایستم.

burnt shoulders and peeling noses.

شانه‌های سوخته و دماغ‌های پوست‌ پوست.

effleurage the shoulders and press gently.

شانه ها را ماساژ داده و به آرامی فشار دهید.

a woman with shoulder-length fair hair.

یک زن با موهای بلوند تا شانه‌ها

the strap of his shoulder bag.

کمربند کیف دوشی او

the northwest shoulder of Europe

شانه شمال غربی اروپا

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید