shoveling snow
برفکنی
shoveling dirt
خاککنی
shoveling sand
شنکنی
shoveling gravel
سنگریزه جمعکنی
shoveling leaves
برگکنی
shoveling snowflakes
برفپاککنی
shoveling clay
گلکنی
shoveling mulch
مالچکنی
shoveling compost
کود کمپوستکنی
shoveling ash
خاکسترکنی
he was shoveling snow from the driveway.
او داشت برف را از روی پیادهرو جمع میکرد.
after the storm, we spent hours shoveling.
بعد از طوفان، ما ساعتها وقت خود را صرف جمع کردن کردیم.
shoveling dirt is hard work.
جمع کردن خاک کار سختی است.
she enjoys shoveling leaves in the fall.
او از جمع کردن برگها در پاییز لذت میبرد.
they were shoveling coal into the furnace.
آنها داشتند زغال را داخل اجاق میکردند.
he got tired from shoveling all day.
او از جمع کردن تمام روز خسته شد.
shoveling can be a great workout.
جمع کردن میتواند یک تمرین عالی باشد.
she was shoveling the sidewalk to clear a path.
او داشت پیادهرو را جمع میکرد تا یک مسیر باز کند.
shoveling can lead to back injuries if done improperly.
جمع کردن میتواند منجر به آسیب دیدگی کمر شود اگر به درستی انجام نشود.
he used a snow blower instead of shoveling.
او به جای جمع کردن از یک برفروب استفاده کرد.
shoveling snow
برفکنی
shoveling dirt
خاککنی
shoveling sand
شنکنی
shoveling gravel
سنگریزه جمعکنی
shoveling leaves
برگکنی
shoveling snowflakes
برفپاککنی
shoveling clay
گلکنی
shoveling mulch
مالچکنی
shoveling compost
کود کمپوستکنی
shoveling ash
خاکسترکنی
he was shoveling snow from the driveway.
او داشت برف را از روی پیادهرو جمع میکرد.
after the storm, we spent hours shoveling.
بعد از طوفان، ما ساعتها وقت خود را صرف جمع کردن کردیم.
shoveling dirt is hard work.
جمع کردن خاک کار سختی است.
she enjoys shoveling leaves in the fall.
او از جمع کردن برگها در پاییز لذت میبرد.
they were shoveling coal into the furnace.
آنها داشتند زغال را داخل اجاق میکردند.
he got tired from shoveling all day.
او از جمع کردن تمام روز خسته شد.
shoveling can be a great workout.
جمع کردن میتواند یک تمرین عالی باشد.
she was shoveling the sidewalk to clear a path.
او داشت پیادهرو را جمع میکرد تا یک مسیر باز کند.
shoveling can lead to back injuries if done improperly.
جمع کردن میتواند منجر به آسیب دیدگی کمر شود اگر به درستی انجام نشود.
he used a snow blower instead of shoveling.
او به جای جمع کردن از یک برفروب استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید