showmanship

[ایالات متحده]/'ʃomənʃɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مهارت در ارائه خود در صحنه یا در اجرا.
Word Forms

جملات نمونه

The magician's showmanship captivated the audience.

ظرافت و مهارت جادوگر، مخاطبان را مجذوب خود کرد.

His showmanship on stage was truly impressive.

مهارت او در صحنه واقعاً چشمگیر بود.

She has a natural talent for showmanship.

او استعداد ذاتی برای نمایش و اجرا دارد.

The actor's showmanship brought life to the character.

مهارت بازیگر، شخصیت را زنده کرد.

The singer's showmanship enhanced the overall performance.

مهارت خواننده، اجرای کلی را ارتقا بخشید.

Good showmanship is essential for a successful entertainer.

مهارت خوب برای یک سرگرم‌کننده موفق ضروری است.

The dancer's showmanship shone through in every move.

مهارت رقصنده در هر حرکت خودنمایی می‌کرد.

His showmanship skills have earned him a loyal fan base.

مهارت او در اجرا، باعث شده طرفداران وفاداری به دست آورد.

Showmanship is a key aspect of being a great performer.

مهارت در اجرا، جنبه‌ای کلیدی از بودن یک هنرمند بزرگ است.

The band's showmanship added an extra layer of excitement to the concert.

مهارت گروه در اجرا، لایه‌ای اضافی از هیجان را به کنسرت اضافه کرد.

نمونه‌های واقعی

I think it's becoming too much showmanship, and I don't like that.

من فکر می‌کنم دارد بیش از حد به نمایش‌گرایی تبدیل می‌شود و من از آن خوشم نمی‌آید.

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

The wand is called showmanship, and the beep is none of your business.

این عصا نمایش‌گرایی نامیده می‌شود و صدای بوق به شما ربطی ندارد.

منبع: The Big Bang Theory Season 4

When people hear the name Gene Lundy, they expect quality. They expect showmanship.

وقتی مردم اسم جین لاندی را می‌شنوند، انتظار کیفیت دارند. آن‌ها انتظار نمایش‌گرایی دارند.

منبع: Young Sheldon Season 4

Only 15th? It's still six spots above Steve Jobs. I care neither for turtlenecks nor showmanship.

فقط پانزدهم؟ هنوز هم شش پله بالاتر از استیو جابز است. من نه به لباس‌های یقه دار و نه به نمایش‌گرایی اهمیتی نمی‌دهم.

منبع: The Big Bang Theory Season 4

He returned home a gifted surgeon with a passion for anatomy and a penchant for showmanship.

او به عنوان یک جراح با استعداد با اشتیاقی به تشریح و گرایشی به نمایش‌گرایی به خانه بازگشت.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

If I want showmanship, I'll go see the Globe Trotters, and that's what I go for.

اگر بخواهم نمایش‌گرایی ببینم، می‌روم نمایش Globe Trotters را تماشا می‌کنم و این همان چیزی است که من دنبالش می‌گردم.

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

With each feat of showmanship or it of pique, Trump is redefining America's role on the world stage.

با هر حرکت یا نمایش‌گرایی یا خشم، ترامپ نقش آمریکا را در صحنه جهانی بازتعریف می‌کند.

منبع: Time

Annie's showmanship was becoming as skillful as her shooting.

نمایش‌گرایی آنی به همان مهارت تیراندازی او تبدیل می‌شد.

منبع: who was series

In nineteen forty-nine he received a special Academy Award for thirty-seven years of brilliant showmanship. He died of heart failure in nineteen fifty-nine.

در سال 1949 او جایزه ویژه آکادمی را برای سی و هفت سال نمایش‌گرایی درخشان دریافت کرد. او در سال 1959 در اثر نارسایی قلبی درگذشت.

منبع: VOA Special August 2018 Collection

And look at how that turned out. So all in all, though, it was an extraordinary day of showmanship, at the very least.

و نگاه کنید که چه شد. بنابراین، در کل، این یک روز فوق العاده نمایش‌گرایی بود، حداقل.

منبع: NPR News July 2019 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید