shutting

[ایالات متحده]/[ʃʌtɪŋ]/
[بریتانیا]/[ʃʌtɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (present participle of shut) اقدام بستن؛ حالت بسته بودن.
adj. مربوط به یا شامل عمل بستن.
Word Forms
جمعshuttings

عبارات و ترکیب‌ها

shutting down

بستن

shutting the door

بستن در

shutting off

خاموش کردن

shutting eyes

بستن چشمان

shutting out

حذف کردن

shutting shop

بستن مغازه

shutting down systems

بستن سیستم ها

shutting the window

بستن پنجره

shutting voices

خفه کردن صداها

shutting quickly

به سرعت بستن

جملات نمونه

the store is shutting down after years of struggling.

فروشگاه پس از سال‌ها دست و پنجه نرم کردن، در حال تعطیل شدن است.

he was shutting out all the negative comments.

او تمام نظرات منفی را نادیده می‌گرفت.

they're shutting off the water supply for repairs.

به دلیل تعمیرات، آب قطع خواهد شد.

the factory is shutting down production temporarily.

کارخانه به طور موقت تولید را متوقف می‌کند.

she felt like she was shutting herself off from the world.

او احساس می‌کرد که خود را از جهان جدا کرده است.

the government is shutting out dissenting voices.

دولت صدای مخالفان را حذف می‌کند.

he's shutting himself in to finish the report.

او برای اتمام گزارش خود را در اتاق می‌بندد.

the bank is shutting down the account due to inactivity.

بانک به دلیل عدم فعالیت، حساب را مسدود می‌کند.

they're shutting the gate to keep the animals in.

آنها دروازه را می‌بندند تا حیوانات داخل بمانند.

the system is shutting down automatically after an hour.

سیستم پس از یک ساعت به طور خودکار خاموش می‌شود.

the police are shutting down the illegal operation.

پلیس عملیات غیرقانونی را متوقف می‌کند.

he's shutting out the possibility of failure.

او احتمال شکست را نادیده می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید