shy

[ایالات متحده]/ʃaɪ/
[بریتانیا]/ʃaɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد اعتماد به نفس؛ خجالتی یا محتاط
vi. به طور ناگهانی عقب‌نشینی کردن؛ عقب‌نشینی؛ کوچک شدن
vt. با حرکتی ناگهانی پرتاب کردن
n. یک شروع ناگهانی به کنار
Word Forms
زمان گذشتهshied
صفت تفضیلیshyer
صفت عالیshyest
صفت یا فعل حال استمراریshying
قسمت سوم فعلshied
شکل سوم شخص مفردshies
جمعshies

عبارات و ترکیب‌ها

shy away from

اجتناب کردن

shy of

معذور بودن

fight shy of

اجتناب از مبارزه

shy away

اجتناب کردن

shy girl

دختر خجالتی

جملات نمونه

She is too shy to speak in public.

او خجالتی است و نمی‌تواند در حضور عموم صحبت کند.

He always blushes when he's feeling shy.

وقتی خجالتی است، همیشه سرخ می‌شود.

I used to be really shy around strangers.

من قبلاً خیلی خجالتی بودم در برابر غریبه‌ها.

The shy girl sat quietly in the corner.

دختر خجالتی به آرامی در گوشه نشسته بود.

Don't be shy, just ask for help if you need it.

خجالت نکشید، اگر به کمک نیاز دارید فقط بپرسید.

He gave her a shy smile.

او با لبخندی خجالتی به او نگاه کرد.

She's too shy to make eye contact.

او خجالتی است و نمی‌تواند تماس چشمی برقرار کند.

The shy boy avoided social gatherings.

پسر خجالتی از جمع‌های اجتماعی اجتناب می‌کرد.

Despite her shy demeanor, she's actually very confident.

با وجود رفتاری خجالتی‌اش، در واقعیت بسیار با اعتماد به نفس است.

The shy student hesitated to answer the teacher's question.

دانش‌آموز خجالتی برای پاسخ دادن به سؤال معلم مردد بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید