sinkhole

[ایالات متحده]/ˈsɪŋk.həʊl/
[بریتانیا]/ˈsɪŋk.hoʊl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حفره یا گودالی در زمین که ناشی از ریزش لایه سطحی است؛ یک حفره زیرزمینی که توسط حل شدن سنگ آهک یا سایر سنگ‌های محلول تشکیل می‌شود
Word Forms
جمعsinkholes

عبارات و ترکیب‌ها

large sinkhole

گودال بزرگ

sinkhole formation

تشکیل گودال

sinkhole collapse

ریزش گودال

sinkhole danger

خطر گودال

sinkhole repair

تعمیر گودال

sinkhole discovery

کشف گودال

sinkhole risk

احتمال وقوع گودال

sinkhole warning

هشدار گودال

sinkhole investigation

بررسی گودال

sinkhole event

حادثه گودال

جملات نمونه

a large sinkhole appeared in the middle of the road.

یک گودال بزرگ در وسط جاده ظاهر شد.

the sinkhole swallowed several cars parked nearby.

گودال چندین خودروی پارک شده در نزدیکی را بلعید.

residents were evacuated due to the expanding sinkhole.

به دلیل گسترش گودال، ساکنان تخلیه شدند.

scientists are studying the causes of sinkholes.

دانشمندان در حال بررسی علل ایجاد گودال‌ها هستند.

the sinkhole caused significant damage to the building.

گودال باعث خسارت قابل توجهی به ساختمان شد.

emergency crews worked quickly to secure the sinkhole area.

تیم‌های امدادی به سرعت برای ایمن کردن منطقه گودال کار کردند.

local authorities issued warnings about potential sinkholes.

مقامات محلی هشدارهایی در مورد احتمال وقوع گودال‌ها منتشر کردند.

the sinkhole formed after heavy rainfall.

گودال پس از باران شدید شکل گرفت.

residents reported hearing loud noises before the sinkhole appeared.

ساکنان گزارش دادند که قبل از ظاهر شدن گودال، صدای بلندی شنیده‌اند.

insurance claims related to sinkholes have increased significantly.

ادعاهای بیمه مرتبط با گودال‌ها به طور قابل توجهی افزایش یافته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید