skeeter

[ایالات متحده]/'skiːtə/
[بریتانیا]/'skiːtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پشه؛ نوعی قایق یخی

عبارات و ترکیب‌ها

skeeter bite

گزش پشه

skeeter repellent

دفع کننده پشه

skeeter season

فصل پشه

skeeter net

تور پشه

skeeter spray

اسپری پشه

skeeter trap

تله پشه

skeeter control

کنترل پشه

skeeter bite relief

تسکین گزش پشه

skeeter watch

ساعت پشه

skeeter problem

مشکل پشه

جملات نمونه

skeeter is always buzzing around the pond.

اسکیتر همیشه در حال وزوز کردن در اطراف برکه است.

don't let the skeeter bite ruin your picnic.

اجازه ندهید نیش اسکیتر پیک نیک شما را خراب کند.

the skeeter population increases in the summer.

جمعیت اسکیترها در تابستان افزایش می یابد.

she applied repellent to keep the skeeters away.

او از دافع حشرات برای دور نگه داشتن اسکیترها استفاده کرد.

we heard the skeeter buzzing near our ears.

ما صدای وزوز اسکیتر را نزدیک گوش های خود شنیدیم.

the skeeter trap worked well this season.

تله اسکیتر این فصل به خوبی کار کرد.

he always complains about skeeter bites after camping.

او همیشه در مورد نیش اسکیترها بعد از کمپینگ شکایت می کند.

skeeter control is important for outdoor activities.

کنترل اسکیتر برای فعالیت های فضای باز مهم است.

we enjoyed the evening, despite the skeeters.

ما از بعد از ظهر لذت بردیم، با وجود اسکیترها.

she uses a fan to keep skeeters away while she reads.

او از یک فن برای دور نگه داشتن اسکیترها در حالی که مطالعه می کند استفاده می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید