skewed

[ایالات متحده]/skjuːd/
[بریتانیا]/skjud/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارکت skew

عبارات و ترکیب‌ها

skewed perspective

دیدگاه مغرضانه

skewed results

نتایج مغرضانه

skewed data

داده‌های مغرضانه

skewed opinion

نظر مغرضانه

skewed analysis

تجزیه و تحلیل مغرضانه

skewed distribution

توزیع مغرضانه

skewed perception

درک مغرضانه

skewed findings

یافته‌های مغرضانه

skewed priorities

اولویت‌های مغرضانه

skewed focus

تمرکز مغرضانه

جملات نمونه

the survey results were skewed due to a small sample size.

نتایج نظرسنجی به دلیل حجم نمونه کوچک، تحریف شده بودند.

his perspective on the issue is skewed by personal biases.

دیدگاه او در مورد این موضوع به دلیل تعصبات شخصی تحریف شده است.

the data presented in the report is skewed and misleading.

اطلاعات ارائه شده در گزارش تحریف شده و گمراه کننده است.

her interpretation of the events was skewed by her emotions.

تفسیر او از وقایع به دلیل احساساتش تحریف شده بود.

the graph shows a skewed distribution of income levels.

نمودار نشان دهنده توزیع تحریف شده سطوح درآمد است.

they accused the media of presenting a skewed view of the situation.

آنها رسانه ها را به ارائه یک دیدگاه تحریف شده از وضعیت متهم کردند.

the results were skewed because of external factors.

نتایج به دلیل عوامل خارجی تحریف شده بودند.

his argument was skewed by selective use of data.

استدلال او به دلیل استفاده انتخابی از داده ها تحریف شده بود.

the analysis was skewed, leading to incorrect conclusions.

تجزیه و تحلیل تحریف شده بود که منجر به نتیجه گیری های نادرست شد.

the team's performance was skewed by injuries to key players.

عملکرد تیم به دلیل آسیب دیدگی بازیکنان کلیدی تحریف شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید