| جمع | skirmishers |
light skirmisher
نبرد سبک
skirmisher unit
واحد تیرانداز
skirmisher tactics
تاکتیکهای تیرانداز
skirmisher role
نقش تیرانداز
skirmisher line
خط تیرانداز
skirmisher strategy
استراتژی تیرانداز
skirmisher force
نیروی تیرانداز
skirmisher deployment
استقرار تیرانداز
skirmisher formation
تشکیل تیرانداز
skirmisher engagement
درگیری تیرانداز
the skirmisher moved swiftly across the battlefield.
سرباز سبکنشان به سرعت در ميدان جنگ حرکت کرد.
as a skirmisher, he was skilled at hit-and-run tactics.
به عنوان یک سرباز سبکنشان، او در تاکتیکهای ضربه و فرار مهارت داشت.
the skirmisher's role is crucial in reconnaissance missions.
نقش سرباز سبکنشان در ماموریتهای شناسایی بسیار مهم است.
she trained hard to become a proficient skirmisher.
او سخت تمرین کرد تا به یک سرباز سبکنشان ماهر تبدیل شود.
the skirmisher provided valuable information to the main force.
سرباز سبکنشان اطلاعات ارزشمندی را به نیروهای اصلی ارائه داد.
in ancient warfare, the skirmisher often engaged the enemy first.
در جنگافزاری باستانی، سرباز سبکنشان اغلب ابتدا با دشمن درگیر میشد.
the skirmisher's agility allowed him to evade capture.
چابکی سرباز سبکنشان به او اجازه داد تا از دستگیری فرار کند.
during the training, each skirmisher practiced their shooting skills.
در طول آموزش، هر سرباز سبکنشان مهارتهای تیراندازی خود را تمرین میکرد.
the skirmisher's quick thinking saved his squad from ambush.
فکر سریع سرباز سبکنشان، گروه خود را از کمین نجات داد.
he was known as an exceptional skirmisher in the regiment.
او به عنوان یک سرباز سبکنشان استثنایی در گردان شناخته میشد.
light skirmisher
نبرد سبک
skirmisher unit
واحد تیرانداز
skirmisher tactics
تاکتیکهای تیرانداز
skirmisher role
نقش تیرانداز
skirmisher line
خط تیرانداز
skirmisher strategy
استراتژی تیرانداز
skirmisher force
نیروی تیرانداز
skirmisher deployment
استقرار تیرانداز
skirmisher formation
تشکیل تیرانداز
skirmisher engagement
درگیری تیرانداز
the skirmisher moved swiftly across the battlefield.
سرباز سبکنشان به سرعت در ميدان جنگ حرکت کرد.
as a skirmisher, he was skilled at hit-and-run tactics.
به عنوان یک سرباز سبکنشان، او در تاکتیکهای ضربه و فرار مهارت داشت.
the skirmisher's role is crucial in reconnaissance missions.
نقش سرباز سبکنشان در ماموریتهای شناسایی بسیار مهم است.
she trained hard to become a proficient skirmisher.
او سخت تمرین کرد تا به یک سرباز سبکنشان ماهر تبدیل شود.
the skirmisher provided valuable information to the main force.
سرباز سبکنشان اطلاعات ارزشمندی را به نیروهای اصلی ارائه داد.
in ancient warfare, the skirmisher often engaged the enemy first.
در جنگافزاری باستانی، سرباز سبکنشان اغلب ابتدا با دشمن درگیر میشد.
the skirmisher's agility allowed him to evade capture.
چابکی سرباز سبکنشان به او اجازه داد تا از دستگیری فرار کند.
during the training, each skirmisher practiced their shooting skills.
در طول آموزش، هر سرباز سبکنشان مهارتهای تیراندازی خود را تمرین میکرد.
the skirmisher's quick thinking saved his squad from ambush.
فکر سریع سرباز سبکنشان، گروه خود را از کمین نجات داد.
he was known as an exceptional skirmisher in the regiment.
او به عنوان یک سرباز سبکنشان استثنایی در گردان شناخته میشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید