skirts

[ایالات متحده]/[skɜː(r)ts]/
[بریتانیا]/[skɜː(r)ts]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لباس‌هایی که از کمر آویزان می‌شوند و پاها را می‌پوشانند؛ طرفین چیزی
v. به صورت جانبی یا غیرمستقیم حرکت یا بدوید

عبارات و ترکیب‌ها

wearing skirts

Persian_translation

long skirts

Persian_translation

new skirts

Persian_translation

short skirts

Persian_translation

blue skirts

Persian_translation

pleated skirts

Persian_translation

flowing skirts

Persian_translation

tried skirts

Persian_translation

loved skirts

Persian_translation

her skirts

Persian_translation

جملات نمونه

she wore a flowing, floral skirt to the garden party.

او یک دامن گلدار و آزاد پوشیده بود تا به مهمانی باغ برود.

the store had a wide selection of skirts on sale.

فروشگاه انواع دامن‌ها را با تخفیف عرضه می‌کرد.

my favorite skirt is a classic denim mini skirt.

عصر مورد علاقه من یک دامن کوتاه جین کلاسیک است.

she paired her blouse with a pleated skirt for a smart look.

او برای داشتن ظاهری شیک، بلوز خود را با یک دامن چین‌دار ست کرد.

the dancer twirled in her vibrant, sequined skirts.

رقاص در دامن‌های براق و تزئین شده با پولک خود چرخید.

he helped her choose the perfect skirt for the occasion.

او به او کمک کرد تا دامن مناسب برای آن مناسبت را انتخاب کند.

she carefully ironed her long, velvet skirts.

او با دقت دامن‌های مخملی بلندش را اتو کرد.

the fashion show featured several stunning new skirt designs.

نمایش مد شامل طرح‌های جدید و خیره‌کننده دامن بود.

she bought several skirts to match her new tops.

او چند تا دامن خرید تا با بلوزهای جدیدش ست کند.

the wind billowed her long, flowing skirts.

باد دامن‌های بلند و آزادش را به حرکت درآورد.

she tucked her shirt into her high-waisted skirt.

او پیراهنش را به داخل دامن با کمربلندش فرو کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید