slammed door
در باز شده
slammed shut
بسته شد با شدت
slammed down
به شدت پایین انداخت
slammed brakes
ترمز را محکم زد
slammed fist
با مشت محکم زد
slammed face
به صورت محکم زد
slammed car
ماشین را محکم کوبید
slammed table
میز را محکم کوبید
slammed phone
گوشی را محکم کوبید
slammed window
پنجره را محکم کوبید
she slammed the door in anger.
او با خشم در را کوبید.
the critic slammed the movie for its poor plot.
منتقد فیلم را به دلیل طرح ضعیف آن مورد انتقاد شدید قرار داد.
he slammed the brakes to avoid an accident.
او برای جلوگیری از تصادف، ترمزها را به شدت کوبید.
they slammed the proposal during the meeting.
آنها پیشنهاد را در طول جلسه به شدت مورد انتقاد قرار دادند.
the car slammed into the wall at high speed.
ماشین با سرعت زیاد به دیوار برخورد کرد.
she slammed her book shut in frustration.
او با ناامیدی کتاب خود را بست.
the team slammed their opponents in the final match.
تیم حریفان خود را در مسابقه نهایی به شدت شکست داد.
the politician slammed the new policy during the debate.
سیاستمدار سیاست جدید را در طول بحث به شدت مورد انتقاد قرار داد.
he slammed his fist on the table in frustration.
او با ناامیدی مشت خود را روی میز کوبید.
she slammed the phone down after the argument.
او پس از بحث گوشی را روی زمین انداخت.
slammed door
در باز شده
slammed shut
بسته شد با شدت
slammed down
به شدت پایین انداخت
slammed brakes
ترمز را محکم زد
slammed fist
با مشت محکم زد
slammed face
به صورت محکم زد
slammed car
ماشین را محکم کوبید
slammed table
میز را محکم کوبید
slammed phone
گوشی را محکم کوبید
slammed window
پنجره را محکم کوبید
she slammed the door in anger.
او با خشم در را کوبید.
the critic slammed the movie for its poor plot.
منتقد فیلم را به دلیل طرح ضعیف آن مورد انتقاد شدید قرار داد.
he slammed the brakes to avoid an accident.
او برای جلوگیری از تصادف، ترمزها را به شدت کوبید.
they slammed the proposal during the meeting.
آنها پیشنهاد را در طول جلسه به شدت مورد انتقاد قرار دادند.
the car slammed into the wall at high speed.
ماشین با سرعت زیاد به دیوار برخورد کرد.
she slammed her book shut in frustration.
او با ناامیدی کتاب خود را بست.
the team slammed their opponents in the final match.
تیم حریفان خود را در مسابقه نهایی به شدت شکست داد.
the politician slammed the new policy during the debate.
سیاستمدار سیاست جدید را در طول بحث به شدت مورد انتقاد قرار داد.
he slammed his fist on the table in frustration.
او با ناامیدی مشت خود را روی میز کوبید.
she slammed the phone down after the argument.
او پس از بحث گوشی را روی زمین انداخت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید