slurp

[ایالات متحده]/slɜːp/
[بریتانیا]/slɜːrp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدای نوشیدن یا مکیدن
v. با صدای بلند مکیدن یا خوردن
Word Forms
جمعslurps
زمان گذشتهslurped
صفت یا فعل حال استمراریslurping
شکل سوم شخص مفردslurps
قسمت سوم فعلslurped

عبارات و ترکیب‌ها

loud slurping

خوردن با صدای بلند

slurp noodles

خوردن رشته‌ها

slurp soup

خوردن سوپ

slurp coffee

خوردن قهوه

جملات نمونه

took a slurp of grape juice.

او جرعه‌ای از آب انگور نوشید.

she slurped her coffee.

او قهوه خود را سر کشید.

Slurping soup directly from the bowl is vulgar. See also Synonyms at general

سرکشیدن سوپ مستقیماً از کاسه بی‌ادبانه است. همچنین به مترادف‌ها در بخش عمومی مراجعه کنید.

As employees slurp the brew, a Starbucks Coffee Educator encourages them to taste a Kenyan coffee's "citrusy" notes or the "mushroomy" flavor of a Sumatran blend.

همانطور که کارمندان نوشیدنی را می‌نوشند، یک مربی قهوه استارباکس آن‌ها را تشویق می‌کند تا طعم‌های "نارنجی" قهوه کنیا یا طعم "قارچی" ترکیبات سوماترا را بچشند.

She slurped her noodles loudly.

او رشته‌های خود را با صدای بلند سر کشید.

The children slurped their drinks happily.

کودکان با خوشحالی نوشیدنی‌های خود را سر کشیدند.

He slurped the soup noisily.

او سوپ را با سروصدای زیاد سر کشید.

The cat slurped up the milk.

گربه شیر را سر کشید.

Don't slurp your tea, it's impolite.

چای خود را سر نکشید، بی‌ادبانه است.

She slurped the spaghetti messily.

او اسپاگتی را به طرز نامرتبی سر کشید.

The baby slurped on the pacifier.

نوزاد پستانک را سر کشید.

He slurped the smoothie through a straw.

او اسموتی را از طریق نی سر کشید.

The dog slurped the water from its bowl.

سگ آب را از کاسه خود سر کشید.

I love to slurp up the last bit of soup.

من عاشق سر کشیدن آخرین ذره سوپ هستم.

نمونه‌های واقعی

She says that is really audible if you slurp.

او می‌گوید اگر شما صدا کنید واقعاً قابل شنیدن است.

منبع: Cambridge top student book sharing

And I know a boy who just earned a slurp of soup. Incredible.

و من پسری را می‌شناسم که همین الان یک جرعه سوپ به دست آورده است. باورنکردنی.

منبع: The Big Bang Theory Season 10

Slurping down long noodles in their entirety is essential for longevity and luck.

خوردن طولانی نودل ها به طور کامل برای طول عمر و خوش شانسی ضروری است.

منبع: 2024 New Year Special Edition

Slurping is allowed — your longevity is at stake.

بلعیدن مجاز است - طول عمر شما در خطر است.

منبع: New Year dishes

And this is me actively trying not to slurp.

و این من هستم که فعالانه سعی می کنم بلعیدن را نکنم.

منبع: Cambridge top student book sharing

If you make a noise, actually, that's to slurp the tea.

اگر صدایی ایجاد کنید، در واقع، این برای بلعیدن چای است.

منبع: Tips for IELTS Speaking.

" No, my tail is stumpy, " Mack slurped.

"- نه، دم من کوتاه است،" مک بلعید.

منبع: Storyline Online English Stories

More than 100 billion servings were slurped up around the world last year.

بیش از 100 میلیارد وعده در سال گذشته در سراسر جهان بلعیده شد.

منبع: BBC Ideas Selection (Bilingual)

My mom always tells me, when I'm drinking coffee, I shouldn't slurp.

مامانم همیشه به من می‌گوید وقتی قهوه می‌نوشم نباید بلعیدن کنم.

منبع: Cambridge top student book sharing

You're not slurping. We're making pleasant conversation. We are not...on our phones.

شما در حال بلعیدن نیستید. ما در حال صحبت کردن دلپذیر هستیم. ما نیستیم...در تلفن هایمان.

منبع: "Reconstructing a Lady" Original Soundtrack

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید