sly

[ایالات متحده]/slaɪ/
[بریتانیا]/slaɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. حقه باز؛ فریبنده؛ دانا؛ شیطنت آمیز

عبارات و ترکیب‌ها

on the sly

به صورت پنهانی

جملات نمونه

a sly sip of water.

جرعه‌ای زیرکانه از آب

He is a sly dog.

او یک سگ حیله‌گر است.

a sly old bird.

یک پرنده پیر حیله‌گر.

she had a sly personality.

او شخصیتی حیله‌گر داشت.

he gave a sly grin.

او با یک پوزخند حیله‌گرانه خندید.

He's a sly old fox.

او یک روباه پیر حیله‌گر است.

Brooks is a sly dog.

برکس یک سگ حیله‌گر است.

a foxy scheme.See Synonyms at sly

یک طرح حیله‌گر. برای یافتن مترادف‌ها به حیله‌گر مراجعه کنید

his love of intrigue and sly indirection.

عشق او به دسیسه و فریبکاری زیرکانه.

she was sly, selfish, and manipulative.

او حیله‌گر، خودخواه و دستکاری‌کننده بود.

I was ready to sly out the alley door.

من آماده بودم تا با زیرکی از در کوچه بیرون بروم.

she's always making sly innuendoes.

او همیشه در حال بیان کنایه‌های زیرکانه است.

That sly guy stole the cake while the cook's back was turned.

آن مرد حیله‌گر کیک را دزدید در حالی که سرآشپز پشتش نبود.

"However sly a fox may be, it is no match for a good hunter."

"هر چقدر هم که یک روباه حیله‌گر باشد، با یک شکارچی خوب برابری نمی‌کند."

You can't trust him; he's a sly old fox.

نمی‌توانید به او اعتماد کنید؛ او یک روباه پیر حیله‌گر است.

He cast a sly glance at his bridge partner.

او نگاهی دزدانه به شریک بازی بریج خود انداخت.

People consider foxes as clever but sly animals.

مردم روباه‌ها را به عنوان حیواناتی باهوش اما حیله‌گر در نظر می‌گیرند.

Dad's sly grin reflected the devilment that had returned to his eyes.

لبخند فریبکارانه پدر بازتابی از شیطنت بود که به چشمانش بازگشته بود.

She didn’t seem to have much appetite for dinner. I wonder if she’s been eating chocolates on the sly?

به نظر نمی‌رسید که اشته زیادی برای شام نداشته باشد. تعجب می‌کنم که آیا او به طور مخفیانه شکلات خورده است؟

The fruit seller was sly - he put his best fruit in front but gave people bad ones from behind.

فروشنده میوه حیله‌گر بود - او بهترین میوه‌هایش را جلو می‌گذاشت اما از پشت میوه‌های بد به مردم می‌داد.

نمونه‌های واقعی

My role is to be sly, obsequious and without scruples.

وظیفه‌ی من این است که حیله‌گر، چاپ‌گوش و بی‌رحزم.

منبع: Game of Thrones Season 1

During the silence, a sly look came into Caderousse's eyes.

در حین سکوت، نگاهی حیله‌گرانه به چشمان کادروس ظاهر شد.

منبع: The Count of Monte Cristo: Selected Edition

" You're a sly dog" ! said Passepartout, winking at him.

"تو سگی حیله‌گری هستی"! پاسپار تو گفت و به او چشمک زد.

منبع: Around the World in Eighty Days

Snakes and lizards are squiggly, sometimes slimy and even sly.

مارها و سمندرها مارپیچ، گاهی لزج و حتی حیله‌گر هستند.

منبع: National Geographic (Children's Section)

Don't do things on the sly or get too finicky.

کارهایی را به صورت پنهانی انجام نده یا بیش از حد دقیق و وسواسی نباش.

منبع: CNN 10 Student English December 2021 Collection

Finch, you sly dog. The Dewey decimal system.

فینچ، تو سگی حیله‌گری. سیستم رده‌بندی دیویی.

منبع: TV series Person of Interest Season 2

Hey Chuck, that was a sly move on your part.

هی، چاک، این یک حرکت حیله‌گرانه از طرف تو بود.

منبع: A Charlie Brown New Year Special

Having lost the argument, it has apparently gone ahead and implemented them on the sly.

با از دست دادن بحث، به نظر می‌رسد که آنها به طور پنهانی آنها را اجرا کرده است.

منبع: The Economist - Comprehensive

The sly cat stole the meat while the cook's back was turned.

گربه حیله‌گر گوشت را سرقت کرد در حالی که سرآشپز پشتش بود.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

And the boy dropped his big, shaggy head, with a sly smile at me.

و پسر سر بزرگ و درهم‌ریخته‌اش را پایین آورد و با لبخندی حیله‌گرانه به من نگاه کرد.

منبع: "Education of Love" February

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید