smearer

[ایالات متحده]/ˈsmɪərə/
[بریتانیا]/ˈsmirər/

ترجمه

n. شخص یا چیزی که لکه می‌زند

عبارات و ترکیب‌ها

political smearer

تبلیغات سیاسی تخریبی

smearer campaign

کمپین تخریبی

smearer tactics

تاکتیک‌های تخریبی

smearer strategy

استراتژی تخریبی

smearer label

برچسب تخریبی

smearer attack

حمله تخریبی

smearer rhetoric

زبان تخریبی

smearer identity

هویت تخریبی

smearer remarks

اظهارات تخریبی

smearer methods

روش‌های تخریبی

جملات نمونه

the smearer spread false rumors about the politician.

افرینشنده شایعات نادرست را در مورد سیاستمدار منتشر کرد.

she was labeled a smearer after the scandal broke.

او پس از افشا شدن رسوایی، به عنوان یک افرینشنده برچسب خورد.

the smearer's actions damaged the company's reputation.

اقدامات افرینشنده باعث آسیب به شهرت شرکت شد.

it's important to identify the smearer in this situation.

در این وضعیت، شناسایی افرینشنده مهم است.

he became a smearer to gain attention and followers.

او برای جلب توجه و طرفدار، به افرینشنده تبدیل شد.

the smearer's motives were questioned by the media.

انگیزه های افرینشنده توسط رسانه ها مورد سوال قرار گرفت.

people often ignore the smearer's lies and focus on the truth.

افراد اغلب دروغ های افرینشنده را نادیده می گیرند و بر حقیقت تمرکز می کنند.

the community rallied against the smearer to protect their own.

جامعه برای محافظت از خود، علیه افرینشنده متحد شد.

being a smearer only leads to isolation and distrust.

افرینشنده بودن فقط منجر به انزوا و عدم اعتماد می شود.

the smearer's identity was finally revealed after the investigation.

در نهایت، پس از تحقیقات، هویت افرینشنده فاش شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید