snob

[ایالات متحده]/snɒb/
[بریتانیا]/snɑːb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که معتقد است سلیقه‌های او در یک حوزه خاص برتر از سلیقه‌های سایرین است و بنابراین به آنها نگاه تحقیرآمیز دارد
adj. داشتن یا نشان دادن اعتقاد به اینکه سلیقه‌های شما برتر از سلیقه‌های سایرین است
Word Forms
جمعsnobs
شکل سوم شخص مفردsnobs

جملات نمونه

She dislikes snobs intensely.

او به شدت از خودشیفتگان بیزار است.

the ‘Lancashire’ coffin was more expensive and carried snob value.

تابوت 'لکانشایر' گران تر بود و ارزش نخبه گرایی داشت.

Musical snobs often deride the harmonica as a serious instrument. Togibe is to make taunting, heckling, or jeering remarks:

μουσικοί αυστηροί συχνά απορρίπτουν το στόμπο σαν να μην είναι σοβαρό όργανο. Το Togibe είναι να κάνετε χλευαστικά, κοροϊδευτικά ή ειρωνικά σχόλια:

Most of the people who worshipped her, who read every tidbit about her in the gossip press and hung up pictures of her in their rooms, were not social snobs.

بیشتر افرادی که او را می پرستیدند، که هر خبر جزئی درباره او را در مطبوعات غیبت می خواندند و عکس های او را در اتاق های خود نصب می کردند، خودخواه نبودند.

She is such a snob, always looking down on people who don't have designer clothes.

او بسیار خودشیفته است، همیشه با تحقیر به کسانی نگاه می کند که لباس های طراح ندارند.

Being a snob about wine, he only drinks expensive bottles from famous vineyards.

با خودشیفته بودن در مورد شراب، او فقط بطری های گران قیمت از تاکستان های معروف می نوشد.

Don't be a snob and judge others based on their appearance or social status.

خودخواه نباشید و دیگران را بر اساس ظاهر یا وضعیت اجتماعی خود قضاوت نکنید.

She comes from a wealthy family, but she's not a snob and treats everyone with kindness.

او از یک خانواده ثروتمند است، اما خودخواه نیست و با مهربانی با همه رفتار می کند.

He can be a bit of a snob when it comes to music, only listening to classical pieces.

او می تواند کمی خودخواه باشد وقتی صحبت از موسیقی می شود، فقط به قطعات کلاسیک گوش می دهد.

Being a snob about coffee, she refuses to drink anything other than freshly ground beans.

با خودشیفته بودن در مورد قهوه، او از نوشیدن هر چیزی به جز دانه های تازه آسیاب شده امتناع می کند.

Some people become snobs after achieving success, looking down on those they consider beneath them.

برخی از افراد پس از رسیدن به موفقیت خودخواه می شوند و با تحقیر به کسانی نگاه می کنند که آنها را زیر خود می دانند.

He's a snob when it comes to literature, only reading classic works by renowned authors.

او در مورد ادبیات خودخواه است، فقط آثار کلاسیک نویسندگان مشهور را می خواند.

Don't be a snob about food, be open to trying new dishes and flavors.

در مورد غذا خودخواه نباشید، برای امتحان کردن غذاها و طعم های جدید باز باشید.

She may seem like a snob at first, but once you get to know her, you'll see she's actually very down-to-earth.

او ممکن است در ابتدا مانند یک خودخواه به نظر برسد، اما وقتی او را بشناسید، متوجه می شوید که در واقع بسیار بی ادعا است.

نمونه‌های واقعی

Why do I have to be the fussy snob?

چرا من باید آدمِ سخت‌گیر و خودخواه باشم؟

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

You were the fussy snob who was impossible to please.

تو آدمِ سخت‌گیر و خودکسا بودی که نمی‌شد راضی‌اش کرد.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

Oh, don't be such a snob! We eat pretty well in Britain!

اوه، آدمِ خودخواه نباش! ما در بریتانییا به خوبی غذا می‌خوریم!

منبع: Big City, Small World - English Radio Drama (British Accent)

Instead, she regards the snob with pity, as someone who's in need of instruction, guidance, and reform.

در عوض، او با دلسوزی به خودخواه نگاه می‌کند، به عنوان کسی که به آموزش، راهنمایی و اصلاح نیاز دارد.

منبع: Literature

But the snob in him loved hunting in society.

اما خودخواهی درون او عاشق شکار در اجتماع بود.

منبع: Interview with the Vampire: The Selected Edition

" Listen, Tom. If you're such a snob, why did you invite him to lunch? " demanded Jordan crossly.

« گوش کن، تام. اگر آدمِ خودکسا هستی، چرا او را به ناهار دعوت کردی؟ »

منبع: The Great Gatsby (Original Version)

No one who knew Gerald would connect him with a snob.

هیچ‌کس که جرالد را می‌شناخت، نمی‌توانست او را با یک خودخواه مرتبط کند.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

The snob is so afraid of mediocrity that they exert superiority.

خودخواه آنقدر از میان‌مایه می‌ترسد که سعی می‌کند برتری خود را نشان دهد.

منبع: Essential Reading List for Self-Improvement

She had no renowned ancestors and thought people who had were snobs.

او نیاکان مشهوری نداشت و فکر می‌کرد کسانی که دارند خودخواه هستند.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

We haven't lost a thing except the chance to hobnob with a bunch of unhappy snobs.

ما چیزی از دست نداده‌ایم جز فرصت معاشرت با گروهی از خودخواه‌های ناراضی.

منبع: Desperate Housewives Season 5

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید