soldiery

[ایالات متحده]/'səʊldʒ(ə)rɪ/
[بریتانیا]/'soldʒəri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سربازان، پرسنل نظامی
Word Forms

جملات نمونه

The soldiery was well-trained and disciplined.

سربازان آموزش دیده و انضباط پذیر بودند.

The soldiery marched in formation.

سربازان به صورت منظم رژه می رفتند.

The soldiery defended the fortress bravely.

سربازان با شجاعت از قلعه دفاع کردند.

The soldiery received medals for their valor in battle.

سربازان به خاطر شجاعت خود در نبرد مدال دریافت کردند.

The soldiery conducted a military exercise in the field.

سربازان یک تمرین نظامی در صحرا انجام دادند.

The soldiery was deployed to the border for security reasons.

سربازان به دلیل مسائل امنیتی به مرز اعزام شدند.

The soldiery underwent rigorous training before deployment.

سربازان قبل از اعزام تحت آموزش های شدید قرار گرفتند.

The soldiery demonstrated their loyalty to the country.

سربازان وفاداری خود به کشور را نشان دادند.

The soldiery was equipped with advanced weaponry.

سربازان با سلاح های پیشرفته مجهز بودند.

The soldiery followed orders without hesitation.

سربازان بدون تردید دستورات را اجرا کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید