sororal bond
پیوند خواهرانه
sororal love
عشق خواهرانه
sororal relationship
رابطه خواهرانه
sororal ties
اتصالات خواهرانه
sororal support
حمایت خواهرانه
sororal duty
وظیفه خواهرانه
sororal affection
محبت خواهرانه
sororal solidarity
همبستگی خواهرانه
sororal instinct
غریزه خواهرانه
sororal rivalry
رقابت خواهرانه
the sororal bond between the sisters was unbreakable.
پیوند خواهرانه بین خواهران غیرقابل شکستن بود.
they shared a sororal relationship that lasted a lifetime.
آنها یک رابطه خواهرانه داشتند که یک عمر دوام داشت.
her sororal instincts made her protective of her younger sibling.
غریزه خواهرانه او باعث شد از خواهر یا برادر کوچکتر خود محافظت کند.
the sororal love they had was evident in their actions.
محبت خواهرانه آنها در اعمالشان آشکار بود.
they often engaged in sororal activities, like shopping and chatting.
آنها اغلب در فعالیتهای خواهرانه شرکت میکردند، مانند خرید و گپ زدن.
her sororal support helped her through tough times.
حمایت خواهرانه او به او کمک کرد تا از دوران سخت عبور کند.
the sororal connection they felt was unlike any other.
ارتباط خواهرانه ای که آنها احساس می کردند مانند هیچ چیز دیگری نبود.
in their sororal group, everyone felt included and loved.
در گروه خواهرانه آنها، همه احساس می کردند که مورد توجه و محبت قرار گرفته اند.
the sororal rivalry only strengthened their relationship.
رقابت خواهرانه فقط رابطه آنها را تقویت کرد.
they often reminisced about their sororal childhood adventures.
آنها اغلب به ماجراهای دوران کودکی خواهرانه خود فکر می کردند.
sororal bond
پیوند خواهرانه
sororal love
عشق خواهرانه
sororal relationship
رابطه خواهرانه
sororal ties
اتصالات خواهرانه
sororal support
حمایت خواهرانه
sororal duty
وظیفه خواهرانه
sororal affection
محبت خواهرانه
sororal solidarity
همبستگی خواهرانه
sororal instinct
غریزه خواهرانه
sororal rivalry
رقابت خواهرانه
the sororal bond between the sisters was unbreakable.
پیوند خواهرانه بین خواهران غیرقابل شکستن بود.
they shared a sororal relationship that lasted a lifetime.
آنها یک رابطه خواهرانه داشتند که یک عمر دوام داشت.
her sororal instincts made her protective of her younger sibling.
غریزه خواهرانه او باعث شد از خواهر یا برادر کوچکتر خود محافظت کند.
the sororal love they had was evident in their actions.
محبت خواهرانه آنها در اعمالشان آشکار بود.
they often engaged in sororal activities, like shopping and chatting.
آنها اغلب در فعالیتهای خواهرانه شرکت میکردند، مانند خرید و گپ زدن.
her sororal support helped her through tough times.
حمایت خواهرانه او به او کمک کرد تا از دوران سخت عبور کند.
the sororal connection they felt was unlike any other.
ارتباط خواهرانه ای که آنها احساس می کردند مانند هیچ چیز دیگری نبود.
in their sororal group, everyone felt included and loved.
در گروه خواهرانه آنها، همه احساس می کردند که مورد توجه و محبت قرار گرفته اند.
the sororal rivalry only strengthened their relationship.
رقابت خواهرانه فقط رابطه آنها را تقویت کرد.
they often reminisced about their sororal childhood adventures.
آنها اغلب به ماجراهای دوران کودکی خواهرانه خود فکر می کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید