southpaw

[ایالات متحده]/ˈsaʊθpɔː/
[بریتانیا]/ˈsaʊθpɔ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا چپ‌دست بودن
n. یک شخص چپ‌دست، به‌ویژه یک ورزشکار چپ‌دست
Word Forms
جمعsouthpaws

عبارات و ترکیب‌ها

southpaw stance

وضعیت چپ دست

southpaw fighter

جنگجوی چپ دست

southpaw advantage

مزیت چپ دست

southpaw style

سبک چپ دست

southpaw boxer

بوکسور دست چپ

southpaw orientation

جهت گیری چپ دست

southpaw athlete

ورزشکار چپ دست

southpaw throw

پرتاب چپ دست

southpaw preference

ترجیح چپ دست

southpaw grip

گرفتن چپ دست

جملات نمونه

being a southpaw gives you a unique advantage in baseball.

بودن یک دست چپ باعث می‌شود در بیسبال از مزیت خاصی برخوردار شوید.

many famous athletes are southpaws.

بسیاری از ورزشکاران مشهور چپ دست هستند.

as a southpaw, he learned to adapt his techniques.

به عنوان یک دست چپ، او یاد گرفت تکنیک‌های خود را تطبیق دهد.

southpaw fighters often have an unpredictable style.

جنگنده‌های دست چپ اغلب دارای سبکی غیرقابل پیش‌بینی هستند.

she struggled to find a southpaw guitar.

او برای پیدا کردن یک گیتار دست چپ تلاش کرد.

being a southpaw can be a challenge in a right-handed world.

دست چپ بودن می‌تواند در دنیای راست‌دست‌ها چالش‌برانگیز باشد.

he was proud to be a southpaw in a family of right-handers.

او به خاطر دست چپ بودنش در خانواده‌ای از راست‌دست‌ها افتخار می‌کرد.

many left-handed people are considered southpaws.

بسیاری از افراد چپ دست به عنوان دست چپ در نظر گرفته می‌شوند.

southpaw players often have a different approach to the game.

بازیکنان دست چپ اغلب رویکرد متفاوتی به بازی دارند.

his southpaw stance surprised his opponents.

حالت ایستادن دست چپ او حریفانش را غافلگیر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید