sparkes

[ایالات متحده]/spɑːks/
[بریتانیا]/spɑːrks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

prop.n. یک نام خانوادگی (نام خانوادگی)

عبارات و ترکیب‌ها

sparkes joy

خوشحالی ایجاد می‌کند

sparkes interest

علاقه‌ایجاد می‌کند

sparkes debate

مباحثه‌ایجاد می‌کند

sparkes outrage

نегод ایجاد می‌کند

sparkes controversy

مחלוקת ایجاد می‌کند

sparkes change

تغییر ایجاد می‌کند

sparkes laughter

خنده ایجاد می‌کند

sparkes curiosity

تاگذاری ایجاد می‌کند

sparkes hope

امید ایجاد می‌کند

sparkes conflict

تعارض ایجاد می‌کند

جملات نمونه

the faulty wiring sparkes a small fire in the kitchen.

سیم‌کشی معیوب باعث ایجاد یک آتش‌سوزی کوچک در آشپزخانه می‌شود.

the late goal sparkes wild celebrations across the stadium.

گل دیرآمده باعث جشن‌های شدید در سراسر ورزشگاه می‌شود.

her remark sparkes a heated debate in the meeting.

نظر او باعث ایجاد یک بحث گرم در جلسه می‌شود.

the report sparkes public outrage and demands for reform.

گزارش باعث غضب عمومی و خواسته‌های اصلاحات می‌شود.

a sudden rumor sparkes panic among investors.

یک گپ ناگهانی باعث وحشت میان سرمایه‌گذاران می‌شود.

the new policy sparkes controversy within the party.

سیاست جدید باعث بحث و مناقشه درون حزب می‌شود.

his proposal sparkes interest from several major firms.

پیشنهاد او باعث علاقه‌ی چندین شرکت بزرگ می‌شود.

the scandal sparkes an investigation by the authorities.

این اسکاندل باعث بررسی توسط مراجع مربوطه می‌شود.

the documentary sparkes a national conversation about inequality.

فیلم مستند باعث یک گفت‌وگو ملی درباره‌ی نابرابری می‌شود.

the tragic accident sparkes calls for stronger safety rules.

حادثه‌ی م不幸 باعث خواسته‌هایی برای قوانین ایمنی قوی‌تر می‌شود.

the teacher's story sparkes curiosity in the whole class.

داستان معلم باعث ایجاد علاقه‌ی کنجکاوی در کلاس کامل می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید