spars

[ایالات متحده]/spɑːz/
[بریتانیا]/spɑrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چوب گرد (جمع spar)
v. به spar کردن (شخص سوم مفرد)

عبارات و ترکیب‌ها

spars and beams

تیرک‌ها و ستون‌ها

spars of wood

تیرک‌های چوبی

spars in design

تیرک‌ها در طراحی

supporting spars

تیرک‌های نگهدارنده

spars and rigging

تیرک‌ها و تجهیزات

vertical spars

تیرک‌های عمودی

spars for stability

تیرک‌ها برای پایداری

spars in architecture

تیرک‌ها در معماری

aluminum spars

تیرک‌های آلومینیومی

wooden spars

تیرک‌های چوبی

جملات نمونه

the ship spars were damaged in the storm.

چوگان‌های کشتی در طوفان آسیب دیده‌ بودند.

the yacht's spars were made of lightweight aluminum.

چوگان‌های قایق بادبانی از آلومینیوم سبک وزن ساخته شده بودند.

he decided to replace the old spars with new ones.

او تصمیم گرفت چوگان‌های قدیمی را با چوگان‌های جدید جایگزین کند.

the crew inspected the spars for any signs of wear.

خدمه چوگان‌ها را برای هرگونه علائم سایش بررسی کردند.

they used carbon fiber to strengthen the spars.

آنها از الیاف کربن برای تقویت چوگان‌ها استفاده کردند.

the boat's performance improved after adjusting the spars.

عملکرد قایق پس از تنظیم چوگان‌ها بهبود یافت.

properly maintained spars are crucial for sailing safety.

چوگان‌های به‌خوبی نگهداری شده برای ایمنی قایقرانی بسیار مهم هستند.

he learned how to rig the spars correctly.

او یاد گرفت که چگونه چوگان‌ها را به درستی نصب کند.

the design of the spars affects the overall stability of the vessel.

طراحی چوگان‌ها بر ثبات کلی کشتی تأثیر می‌گذارد.

she painted the spars to protect them from corrosion.

او چوگان‌ها را رنگ کرد تا از خوردگی آنها محافظت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید