spasmodic

[ایالات متحده]/spæzˈmɒdɪk/
[بریتانیا]/spæzˈmɑːdɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به صورت اسپاسم، متناوب.

عبارات و ترکیب‌ها

spasmodic contractions

انقباضات اسپاسماتیک

spasmodic movements

حرکات اسپاسماتیک

جملات نمونه

a spasmodic fault on our TV

یک نقص غیرقابل پیش‌بینی در تلویزیون ما

any disease of the throat or fauces marked by spasmodic attacks of intense suffocative pain.

هر نوع بیماری در گلو یا حنجره که با حملات غیرقابل پیش‌بینی و شدید درد خفگی مشخص می‌شود.

He experienced spasmodic bursts of laughter during the comedy show.

او در طول برنامه کمدی، خنده‌های غیرقابل پیش‌بینی و ناگهانی را تجربه کرد.

Her spasmodic coughing kept her awake all night.

سرفه‌های غیرقابل پیش‌بینی او باعث شد تمام شب بیدار بماند.

The machine made a spasmodic noise before shutting down completely.

دستگاه قبل از خاموش شدن به طور کامل، صدایی غیرقابل پیش‌بینی ایجاد کرد.

The patient's spasmodic movements indicated a seizure.

حرکات غیرقابل پیش‌بینی بیمار نشان‌دهنده تشنک بود.

She felt spasmodic twitches in her muscles after the intense workout.

او بعد از تمرین شدید، انقباضات غیرقابل پیش‌بینی در عضلات خود احساس کرد.

The car engine made spasmodic sputtering sounds before stalling.

موتور ماشین قبل از از کار رفتن، صداهای غیرقابل پیش‌بینی و نامنظم ایجاد کرد.

His spasmodic attempts at humor fell flat with the audience.

تلاش‌های غیرقابل پیش‌بینی او برای خنداندن مخاطب بی‌اثر بود.

The spasmodic rain showers disrupted the outdoor event.

باران‌های غیرقابل پیش‌بینی و ناگهانی باعث اخلال در رویداد فضای باز شد.

The baby's crying was spasmodic and inconsolable.

گریه نوزاد غیرقابل پیش‌بینی و تسکین‌ناپذیر بود.

She experienced spasmodic chest pains before seeking medical help.

او قبل از دریافت کمک پزشکی، درد قفسه سینه غیرقابل پیش‌بینی را تجربه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید