spermatozoa

[ایالات متحده]/ˌspɜːməˈtəʊzəʊə/
[بریتانیا]/ˌspɜrməˈtoʊə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سلول‌های تولید مثل نر

عبارات و ترکیب‌ها

spermatozoa count

تعداد اسپرم

spermatozoa motility

حرکت اسپرم

spermatozoa morphology

مورفولوژی اسپرم

spermatozoa analysis

تجزیه و تحلیل اسپرم

spermatozoa production

تولید اسپرم

spermatozoa viability

قابلیت زنده ماندن اسپرم

spermatozoa preservation

حفظ اسپرم

spermatozoa selection

انتخاب اسپرم

spermatozoa injection

تزریق اسپرم

spermatozoa development

توسعه اسپرم

جملات نمونه

spermatozoa are essential for reproduction.

اسپرماتوزوها برای تولید مثل ضروری هستند.

scientists study spermatozoa to understand fertility.

دانشمندان اسپرماتوزوها را برای درک باروری مطالعه می‌کنند.

the quality of spermatozoa can affect conception.

کیفیت اسپرماتوزوها می‌تواند بر باروری تأثیر بگذارد.

healthy spermatozoa swim faster than unhealthy ones.

اسپرماتوزوهای سالم سریعتر از اسپرماتوزوهای ناسالم شنا می‌کنند.

in vitro fertilization involves spermatozoa and eggs.

لقاح آزمایشگاهی شامل اسپرماتوزوها و تخمک‌ها است.

some medications can impact spermatozoa production.

برخی داروها می‌توانند بر تولید اسپرماتوزوها تأثیر بگذارند.

men's lifestyle choices can affect their spermatozoa.

انتخابات سبک زندگی مردان می‌تواند بر اسپرماتوزوهای آنها تأثیر بگذارد.

research on spermatozoa helps improve assisted reproductive technologies.

تحقیقات در مورد اسپرماتوزوها به بهبود فناوری‌های تولید مثل کمکی کمک می‌کند.

freezing spermatozoa is a common practice for future use.

منجمد کردن اسپرماتوزوها یک روش معمول برای استفاده در آینده است.

abnormalities in spermatozoa can lead to infertility.

نومالی‌های اسپرماتوزوها می‌تواند منجر به ناباروری شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید