spike

[ایالات متحده]/spaɪk/
[بریتانیا]/spaɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک قطعه تیز، مقدار بسیار زیاد
v. امتناع از انتشار، افزودن طعم، سوراخ کردن.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریspiking
شکل سوم شخص مفردspikes
قسمت سوم فعلspiked
زمان گذشتهspiked
جمعspikes

عبارات و ترکیب‌ها

spike in cases

افزایش موارد

spike in prices

افزایش قیمت‌ها

voltage spike

افزایش ولتاژ

جملات نمونه

The editor spiked the story.

ویراستار خبر را سانسور کرد.

spike the liquid with lime or lemon juice.

مایع را با آب لیمو یا آب لیمو ترش تقویت کنید.

The punch was spiked with rum.

مشت با رم تقویت شده بود.

she spiked another oyster.

او صدف دیگر را با مواد مخدر تزریق کرد.

lightning spiked across the sky.

رعد و برق در آسمان به اوج رسید.

oil prices would spike and fall again.

قیمت نفت دوباره افزایش و کاهش خواهد کرد.

the truck had spikes welded to the back.

کامیون دارای میخ‌هایی بود که به عقب آن جوش داده شده بودند.

The seismograph showed a sharp spike in response to the trembler.

لرزه‌نگاشت افزایش ناگهانی در پاسخ به لرزش را نشان داد.

There is a row of spikes on top of the prison wall to prevent the prisoners escaping.

برای جلوگیری از فرار زندانیان، ردیفی میخ در بالای دیوار زندان وجود دارد.

he doubted they would spike the entire effort over this one negotiation.

او تردید داشت که آنها تمام تلاش را به دلیل این یک مذاکره متوقف خواهند کرد.

his hair was matted and spiked with blood.

موهایش درهم و با خونی که به آن‌ها چسبیده بود، به حالت خارها درآمد.

she bought me an orange juice and spiked it with vodka.

او برای من آب پرتقال خرید و آن را با ودکا تزریق کرد.

There are spikes on the bottom of shoes used for running.

در کفش‌های دویدن میخ‌هایی وجود دارد.

the editors deemed the article in bad taste and spiked it.

ویراستاران تصمیم گرفتند که مقاله سلیقه خوبی ندارد و آن را سانسور کردند.

I share the house with Jim, Ian and Sam, not forgetting Spike, the dog.

من خانه را با جیم، ایان و سم به اشتراک می‌گذارم، اسپایک، سگ را فراموش نکنید.

Plaette tangs are also known as surgeonfish because they use a sharp spike on their tail for defense. Ouch!

ماهی جراح به دلیل استفاده از یک میخ تیز در دم خود برای دفاع، به عنوان ماهی جراح شناخته می‌شود. آخ!

It wasn’t until later that I discovered they’d spiked my drink. That’s why I was so ill!

تا زمانی که بعداً متوجه شدم که آنها نوشیدنی من را تزریق کرده‌اند. به همین دلیل من خیلی مريض بودم!

She was jealous of David’s progress in the company, so she spiked his guns by telling the boss that David had a drinking problem.

او از پیشرفت دیوید در شرکت嫉妬 داشت، بنابراین با گفتن به رئیس که دیوید مشکل الکل دارد، او را به دام انداخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید