sportsmanship

[ایالات متحده]/'spɔːtsmənʃɪp/
[بریتانیا]/'spɔrtsmən'ʃɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روح ورزشکاری، رفتار اخلاقی در ورزش؛ بازی منصفانه در ورزش؛ عشق به ورزش.
Word Forms

جملات نمونه

We identify sportsmanship with good character.

ما ورزشکاری را با شخصیت خوب شناسایی می کنیم.

teach children about sportsmanship

آموزش کودکان در مورد جوانمردی ورزشی

fair play and sportsmanship

بازی جوانمردانه و جوانمردی ورزشی

promote sportsmanship in competitions

ترویج جوانمردی ورزشی در مسابقات

uphold the values of sportsmanship

حفظ ارزش‌های جوانمردی ورزشی

sportsmanship in team sports

جوانمردی ورزشی در ورزش‌های تیمی

encourage good sportsmanship among athletes

تشویق ورزشکاران به جوانمردی ورزشی خوب

embody the spirit of sportsmanship

تجسم روحیه جوانمردی ورزشی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید