spotting

[ایالات متحده]/ˈspɒtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈspɑːtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نقطه تعیین محل؛ شناسایی محل
Word Forms
جمعspottings

عبارات و ترکیب‌ها

bird spotting

مشاهده پرندگان

spotting scope

دامنه دید

spotting errors

اشتباهات مشاهده

spotting trends

شناسایی روندها

spotting targets

شناسایی اهداف

spotting wildlife

مشاهده حیات وحش

spotting patterns

شناسایی الگوها

spotting mistakes

اشتباهات در مشاهده

spotting opportunities

شناسایی فرصت‌ها

spotting features

شناسایی ویژگی‌ها

جملات نمونه

spotting wildlife in the forest can be an exciting experience.

مشاهده حیات وحش در جنگل می‌تواند تجربه‌ای هیجان‌انگیز باشد.

she has a talent for spotting trends in the fashion industry.

او استعداد شناسایی روندها در صنعت مد را دارد.

spotting errors in the report is crucial before submission.

شناسایی اشتباهات در گزارش قبل از ارسال بسیار مهم است.

he enjoys spotting different bird species during his hikes.

او از شناسایی گونه‌های مختلف پرندگان در طول پیاده‌روی خود لذت می‌برد.

spotting a good deal while shopping can save you money.

شناسایی یک معامله خوب هنگام خرید می‌تواند در هزینه شما صرفه‌جویی کند.

she is skilled at spotting opportunities for investment.

او در شناسایی فرصت‌های سرمایه‌گذاری مهارت دارد.

spotting the differences in the two paintings is challenging.

شناسایی تفاوت‌ها در دو نقاشی چالش‌برانگیز است.

he has a knack for spotting talent in young athletes.

او استعداد شناسایی استعداد در ورزشکاران جوان را دارد.

spotting potential issues early can prevent bigger problems later.

شناسایی مشکلات احتمالی در اوایل می‌تواند از بروز مشکلات بزرگتر در آینده جلوگیری کند.

she loves spotting constellations in the night sky.

او عاشق شناسایی ستارگان در آسمان شب است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید