sprocket

[ایالات متحده]/ˈsprɒkɪt/
[بریتانیا]/ˈsprɑːkɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چرخ دندانه‌دار که با زنجیر درگیر می‌شود؛ چرخ در ماشینی که دندانه‌هایی برای درگیری با زنجیر دارد؛ دنده‌ای که دندانه‌هایی برای پیوند با زنجیر دارد
Word Forms
جمعsprockets

عبارات و ترکیب‌ها

sprocket gear

چرخ دنده اسپروکت

sprocket wheel

چرخ اسپروکت

sprocket chain

زنجیر اسپروکت

sprocket drive

درایو اسپروکت

sprocket assembly

مونتاژ اسپروکت

sprocket teeth

دندانه‌های اسپروکت

sprocket cover

پوشش اسپروکت

sprocket tension

کشیدگی اسپروکت

sprocket replacement

تعویض اسپروکت

sprocket alignment

تراز اسپروکت

جملات نمونه

the sprocket on my bike needs to be replaced.

چرخ دنده دوچرخه من نیاز به تعویض دارد.

make sure the sprocket is properly aligned.

مطمئن شوید که چرخ دنده به درستی تراز شده است.

the machine's sprocket is worn out.

چرخ دنده دستگاه فرسوده شده است.

he adjusted the sprocket to improve performance.

او چرخ دنده را برای بهبود عملکرد تنظیم کرد.

we need a new sprocket for the conveyor belt.

ما به یک چرخ دنده جدید برای نوار نقاله نیاز داریم.

the sprocket system is crucial for the engine's operation.

سیستم چرخ دنده برای عملکرد موتور بسیار مهم است.

check the tension on the sprocket chain.

کشش زنجیر چرخ دنده را بررسی کنید.

they installed a larger sprocket for better speed.

آنها یک چرخ دنده بزرگتر برای افزایش سرعت نصب کردند.

the sprocket design was innovative and efficient.

طراحی چرخ دنده نوآورانه و کارآمد بود.

replacing the sprocket can enhance the bike's performance.

تعویض چرخ دنده می تواند عملکرد دوچرخه را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید