stages

[ایالات متحده]/[steɪdʒ]/
[بریتانیا]/[steɪdʒ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بخشی از یک اجرا یا نمایش؛ بخشی از یک فرآیند یا سفر؛ سکوی مرتفعی که هنرمندان روی آن ایستاده‌اند؛ دوره‌ای در یک مسابقه
v. روی صحنه اجرا کردن؛ عبور از مراحل مختلف توسعه

عبارات و ترکیب‌ها

stages of development

مراحل توسعه

early stages

مراحل اولیه

later stages

مراحل بعدی

stages of grief

مراحل غم و اندوه

stages involved

مراحل درگیر

stages completed

مراحل تکمیل شده

stages ahead

مراحل پیش رو

stages now

مراحل کنونی

stages begin

مراحل آغاز می‌شوند

stages passed

مراحل عبور کرده

جملات نمونه

the project has several stages, each with specific goals.

پروژه دارای مراحل مختلفی است که هر کدام اهداف خاص خود را دارند.

we are currently in the early stages of development.

ما در حال حاضر در مراحل اولیه توسعه هستیم.

the band performed all their classic stages last night.

گروه شب گذشته تمام مراحل کلاسیک خود را اجرا کرد.

the company is at a crucial stage in its growth.

شرکت در یک مرحله حیاتی از رشد خود قرار دارد.

the play is divided into three stages.

نمایش به سه مرحله تقسیم شده است.

she progressed through the various stages of grief.

او از مراحل مختلف غم عبور کرد.

the rocket launched through several stages to reach orbit.

راکت برای رسیدن به مدار از چندین مرحله عبور کرد.

the competition includes several stages of qualifying rounds.

رقابت شامل چندین مرحله از دورهای مقدماتی است.

the building has multiple stages for performances.

ساختمان دارای صحنه‌های متعددی برای اجرا است.

the process involves several stages of review and approval.

این فرآیند شامل چندین مرحله بررسی و تایید است.

the baby is going through the teething stages.

بچه در حال گذراندن مراحل دندان درآوردن است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید