stamps

[ایالات متحده]/[stæmps]/
[بریتانیا]/[stæmps]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چاپ چروک یا نشان بر روی چیزی
n. یک قطعه کاغذ کوچک برای پرداخت هزینه پستی؛ یک نشان یا چاپ روی یک مدرک یا نامه؛ یک نشان تأیید یا اصالت.

عبارات و ترکیب‌ها

collect stamps

جمع آوری مهرهای پستی

buy stamps

خرید مهرهای پستی

stamp collecting

جمع آوری مهرهای پستی

used stamps

مهرهای پستی مصرف شده

rare stamps

مهرهای پستی نادر

stamp album

آلبوم مهرهای پستی

stamp collection

مجموعه مهرهای پستی

stamped envelope

پروانه مهر شده

cancel stamps

لغو مهرهای پستی

new stamps

مهرهای پستی جدید

جملات نمونه

i collect stamps from all over the world.

چاپ‌های جهانی را جمع می‌کنم.

she carefully placed the stamps into an album.

او با دقت چاپ‌ها را در یک آلبوم قرار داد.

the stamps on this envelope are quite rare.

چاپ‌های روی این پوسته بسیار نادر هستند.

he bought a box of used stamps at the auction.

او یک جعبه چاپ‌های استفاده شده را در یک مزایده خرید.

the post office sells various commemorative stamps.

پست روزنامه‌های جشن‌گاهی مختلفی را به فروش می‌رساند.

we need to buy stamps to mail the package.

ما نیاز داریم چاپ‌هایی بخریم تا پaket را ارسال کنیم.

the stamps feature beautiful historical scenes.

چاپ‌ها با صحنه‌های تاریخی زیبایی تزیین شده‌اند.

he cancelled the stamps before sending the letter.

او قبل از فرستادن نامه چاپ‌ها را لغو کرد.

she organized her stamps by country and year.

او چاپ‌های خود را بر اساس کشور و سال سازماندهی کرد.

the value of the stamps depends on their condition.

ارزش چاپ‌ها بستگی به حالت آن‌ها دارد.

he admired the intricate designs on the stamps.

او طراحی‌های پیچیده روی چاپ‌ها را دوست داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید