stanzas

[ایالات متحده]/ˈstæn.zəz/
[بریتانیا]/ˈstæn.zəz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع فرم استanza; یک مجموعه گروه بندی شده از خطوط در یک شعر

عبارات و ترکیب‌ها

three stanzas

سه بند

four stanzas

چهار بند

five stanzas

پنج بند

short stanzas

بندهای کوتاه

long stanzas

بندهای بلند

rhyming stanzas

بندهای قافیه‌دار

free stanzas

آزاد بند

narrative stanzas

بندهای روایی

alternate stanzas

بندهای جایگزین

verse stanzas

بندهای شعر

جملات نمونه

the poem is divided into three stanzas.

شعر به سه بخش تقسیم شده است.

each stanza conveys a different emotion.

هر بخش، احساس متفاوتی را منتقل می‌کند.

she recited the stanzas beautifully.

او بخش‌ها را به زیبایی تلاوت کرد.

the stanzas flow together seamlessly.

بخش‌ها به طور یکپارچه با هم جریان دارند.

he wrote several stanzas for his song.

او بخش‌های متعددی برای آهنگ خود نوشت.

each stanza has its own rhythm.

هر بخش ریتم خاص خود را دارد.

stanzas can vary in length and style.

بخش‌ها می‌توانند در طول و سبک متفاوت باشند.

the poet crafted intricate stanzas.

شاعر بخش‌های پیچیده‌ای ساخت.

we analyzed the stanzas for deeper meaning.

ما بخش‌ها را برای معنای عمیق‌تر تجزیه و تحلیل کردیم.

stanzas often contain rhyme and meter.

بخش‌ها اغلب شامل قافیه و وزن هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید