staple

[ایالات متحده]/ˈsteɪpl/
[بریتانیا]/ˈsteɪpl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. محصول اصلی; بست فلزی برای کاغذها; موضوع; غذای اصلی
vt. با گیره‌های فلزی محکم کردن; طبقه‌بندی کردن
adj. اصلی; معمولاً استفاده شده; مربوط به الیاف نساجی
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریstapling
جمعstaples
زمان گذشتهstapled
قسمت سوم فعلstapled
شکل سوم شخص مفردstaples

عبارات و ترکیب‌ها

staple food

غذاي اصلي

staple crop

محصول اصلی

staple diet

رژیم غذایی اصلی

staple item

گوشواره

staple fiber

الیاف سوزنی

staple fibre

الیاف کوتاه

staple market

بازار سوزنی

staple length

طول سوزنی

long staple

سوزنی بلند

rayon staple

الیاف ریون

جملات نمونه

the chief staple of news

مهمترین بخش اخبار

Wheat is a staple crop.

گندم یک محصول اساسی است.

a staple topic of conversation.

یک موضوع اصلی گفتگو.

the staple foods of the poor.

غذاهای اصلی فقرا.

Greek legend was the staple of classical tragedy.

افسانه یونانی جزء لاینفک تراژدی کلاسیک بود.

rubber became the staple of the Malayan economy.

لاستیک به رکن اصلی اقتصاد مالزی تبدیل شد.

violence is the staple diet of the video generation.

خشونت غذای اصلی نسل ویدئویی است.

rice was the staple crop grown in most villages.

برنج محصول اصلی بود که در بیشتر روستاها کشت می‌شد.

wool specimens for staple testing

نمونه‌های پشم برای آزمایش الیاف.

Potatoes are the staple of their diet.

سیب‌زمینی جزء اصلی رژیم غذایی آنها است.

Rice is the staple food in many Asian countries.

برنج غذای اصلی در بسیاری از کشورهای آسیایی است.

Merrill stapled a batch of papers together.

مرل چندین دسته کاغذ را به هم بست.

proposals were made for a wool staple at Pisa.

پیشنهاداتی برای یک مرکز پشم در پیزا ارائه شد.

One famous Basque staple is salt cod ("bacalao").

یکی از غذاهای اصلی معروف باسک، ماهی کاد نمک سود است ("باکالا")

Retail prices of staple foods remain unchanged.

قیمت خرده فروشی مواد غذایی اصلی بدون تغییر باقی می ماند.

Objective To evaluate efficacy of oteotomy in high tibia with internal fixation with staple for treatment of osteoarthritis complicated bowleg.

هدف: ارزیابی اثربخشی اوتوتومی در تیبیا بالای با تثبیت داخلی با استفاده از اسلی برای درمان استئوآرتریت همراه با گویش.

The pikeman is a staple of the late Medieval army, and the arms of militia mirror those of professional soldiers.

پیاده‌نظام یک جزء اساسی ارتش‌های اواخر قرون وسطی است و سلاح‌های شبه‌نظامیان مشابه سلاح‌های سربازان حرفه‌ای است.

Air nailer, Stapler, Coil nailer, All kinds of strip Nail, Staple,

نخاله هوا، دستگاه منگشتی‌زن، منگشتی‌زن مارپیچ، انواع میخ نواری، منگشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید