stars

[ایالات متحده]/stɑːz/
[بریتانیا]/stɑrz/

ترجمه

v.سوم شخص مفرد زمان حال فعل star؛ به عنوان بازیگر اصلی ظاهر شدن؛ فعل گذشته و فعل گذشته مبدل از star؛ به عنوان بازیگر اصلی ظاهر شدن
n.جمع star؛ اجرام آسمانی درخشان قابل مشاهده در آسمان شب

عبارات و ترکیب‌ها

stars shine

ستاره‌ها می‌درخشند

reach for stars

برای ستاره‌ها تلاش کن

movie stars

ستاره‌های سینما

stars align

ستاره‌ها هم‌راستا می‌شوند

count stars

شمارش ستاره‌ها

shooting stars

ستاره‌های دنباله‌دار

stars crossed

ستاره‌های مرتبط

bright stars

ستاره‌های درخشان

stars fall

ستاره‌ها می‌افتند

distant stars

ستاره‌های دوردست

جملات نمونه

we spent hours stargazing on a clear summer night.

ما ساعت‌ها به تماشای ستارگان در یک شب تابستانی صاف گذراندیم.

the stars twinkled brightly in the dark sky.

ستارگان به شدت در آسمان تاریک می‌درخشیدند.

she dreams of becoming a famous movie star.

او رویای تبدیل شدن به یک ستاره فیلم مشهور را دارد.

he reached for the stars and pursued his goals.

او به دنبال ستارگان رفت و به دنبال اهداف خود بود.

the restaurant is rated three stars by the guide.

این رستوران توسط راهنما با رتبه سه ستاره ارزیابی شده است.

the flag had fifty stars representing the states.

پرچم پنجاه ستاره داشت که ایالت‌ها را نشان می‌داد.

the child pointed at the stars with excitement.

کودک با هیجان به ستارگان اشاره کرد.

the company is rising star in the tech industry.

این شرکت یک ستاره در حال ظهور در صنعت فناوری است.

he felt like he was walking among the stars.

او احساس می‌کرد انگار در میان ستارگان قدم می‌زند.

the constellation looked like a bear made of stars.

صورت فلکی شبیه خرسی بود که از ستارگان ساخته شده بود.

she is a shining star in our team.

او یک ستاره درخشان در تیم ما است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید