stars shine
ستارهها میدرخشند
reach for stars
برای ستارهها تلاش کن
movie stars
ستارههای سینما
stars align
ستارهها همراستا میشوند
count stars
شمارش ستارهها
shooting stars
ستارههای دنبالهدار
stars crossed
ستارههای مرتبط
bright stars
ستارههای درخشان
stars fall
ستارهها میافتند
distant stars
ستارههای دوردست
we spent hours stargazing on a clear summer night.
ما ساعتها به تماشای ستارگان در یک شب تابستانی صاف گذراندیم.
the stars twinkled brightly in the dark sky.
ستارگان به شدت در آسمان تاریک میدرخشیدند.
she dreams of becoming a famous movie star.
او رویای تبدیل شدن به یک ستاره فیلم مشهور را دارد.
he reached for the stars and pursued his goals.
او به دنبال ستارگان رفت و به دنبال اهداف خود بود.
the restaurant is rated three stars by the guide.
این رستوران توسط راهنما با رتبه سه ستاره ارزیابی شده است.
the flag had fifty stars representing the states.
پرچم پنجاه ستاره داشت که ایالتها را نشان میداد.
the child pointed at the stars with excitement.
کودک با هیجان به ستارگان اشاره کرد.
the company is rising star in the tech industry.
این شرکت یک ستاره در حال ظهور در صنعت فناوری است.
he felt like he was walking among the stars.
او احساس میکرد انگار در میان ستارگان قدم میزند.
the constellation looked like a bear made of stars.
صورت فلکی شبیه خرسی بود که از ستارگان ساخته شده بود.
she is a shining star in our team.
او یک ستاره درخشان در تیم ما است.
stars shine
ستارهها میدرخشند
reach for stars
برای ستارهها تلاش کن
movie stars
ستارههای سینما
stars align
ستارهها همراستا میشوند
count stars
شمارش ستارهها
shooting stars
ستارههای دنبالهدار
stars crossed
ستارههای مرتبط
bright stars
ستارههای درخشان
stars fall
ستارهها میافتند
distant stars
ستارههای دوردست
we spent hours stargazing on a clear summer night.
ما ساعتها به تماشای ستارگان در یک شب تابستانی صاف گذراندیم.
the stars twinkled brightly in the dark sky.
ستارگان به شدت در آسمان تاریک میدرخشیدند.
she dreams of becoming a famous movie star.
او رویای تبدیل شدن به یک ستاره فیلم مشهور را دارد.
he reached for the stars and pursued his goals.
او به دنبال ستارگان رفت و به دنبال اهداف خود بود.
the restaurant is rated three stars by the guide.
این رستوران توسط راهنما با رتبه سه ستاره ارزیابی شده است.
the flag had fifty stars representing the states.
پرچم پنجاه ستاره داشت که ایالتها را نشان میداد.
the child pointed at the stars with excitement.
کودک با هیجان به ستارگان اشاره کرد.
the company is rising star in the tech industry.
این شرکت یک ستاره در حال ظهور در صنعت فناوری است.
he felt like he was walking among the stars.
او احساس میکرد انگار در میان ستارگان قدم میزند.
the constellation looked like a bear made of stars.
صورت فلکی شبیه خرسی بود که از ستارگان ساخته شده بود.
she is a shining star in our team.
او یک ستاره درخشان در تیم ما است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید