stateful

[ایالات متحده]/ˈsteɪt.fəl/
[بریتانیا]/ˈsteɪt.fəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن یک حالت یا شرایطی که حفظ می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

stateful application

برنامه حالت‌دار

stateful service

سرویس حالت‌دار

stateful session

نشست حالت‌دار

stateful architecture

معماری حالت‌دار

stateful firewall

فایروال حالت‌دار

stateful protocol

پروتکل حالت‌دار

stateful design

طراحی حالت‌دار

stateful component

اجزای حالت‌دار

stateful behavior

رفتار حالت‌دار

stateful system

سیستم حالت‌دار

جملات نمونه

the application is stateful, maintaining user sessions.

برنامه حالت‌دار است و نشست‌های کاربر را حفظ می‌کند.

stateful services can remember previous interactions.

سرویس‌های حالت‌دار می‌توانند تعاملات قبلی را به خاطر بسپارند.

developers often prefer stateful architectures for complex applications.

توسعه‌دهندگان اغلب معماری‌های حالت‌دار را برای برنامه‌های پیچیده ترجیح می‌دهند.

stateful components are essential for dynamic web applications.

اجزای حالت‌دار برای برنامه‌های وب پویا ضروری هستند.

managing stateful connections can be challenging.

مدیریت اتصالات حالت‌دار می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

the stateful nature of the protocol ensures reliability.

طبیعت حالت‌دار پروتکل، قابلیت اطمینان را تضمین می‌کند.

stateful firewalls track active connections.

فایروال‌های حالت‌دار اتصالات فعال را ردیابی می‌کنند.

in a stateful system, data persists between sessions.

در یک سیستم حالت‌دار، داده‌ها بین نشست‌ها باقی می‌مانند.

stateful applications require careful resource management.

برنامه‌های حالت‌دار به مدیریت دقیق منابع نیاز دارند.

understanding stateful vs. stateless design is crucial for developers.

درک طراحی حالت‌دار در مقابل بدون حالت برای توسعه‌دهندگان بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید