staunchly

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور محکم و وفادارانه

عبارات و ترکیب‌ها

stand staunchly

ایستادن استوارانه

support staunchly

حمایت استوارانه

believe staunchly

با اطمینان قوی باور کردن

جملات نمونه

She is staunchly opposed to the new policy.

او به طور قوی با سیاست جدید مخالف است.

He is staunchly loyal to his friends.

او به طور قوی به دوستانش وفادار است.

The organization is staunchly committed to environmental conservation.

سازمان به طور قوی متعهد به حفاظت از محیط زیست است.

She staunchly defended her position in the debate.

او به طور قوی از موضع خود در بحث دفاع کرد.

He is staunchly religious and attends church every Sunday.

او به طور قوی مذهبی است و هر یکشنبه به کلیسا می رود.

The company's CEO is staunchly against outsourcing jobs.

مدیر عامل شرکت به طور قوی مخالف برون سپاری مشاغل است.

The politician is staunchly pro-immigration reform.

سیاستمدار به طور قوی حامی اصلاحات مهاجرتی است.

She is staunchly independent and doesn't rely on anyone for help.

او به طور قوی مستقل است و به کسی برای کمک تکیه نمی کند.

The team captain is staunchly dedicated to leading his teammates to victory.

سرمربی تیم به طور قوی متعهد به هدایت هم تیمی هایش به پیروزی است.

The activist is staunchly advocating for equal rights for all citizens.

فعال به طور قوی از حقوق برابر برای همه شهروندان حمایت می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید