| جمع | stepfamilies |
stepfamily dynamics
پویایی خانوادههای ترکیبی
stepfamily support
حمایت از خانوادههای ترکیبی
stepfamily relationships
روابط در خانوادههای ترکیبی
stepfamily challenges
چالشهای خانوادههای ترکیبی
stepfamily roles
نقشها در خانوادههای ترکیبی
stepfamily therapy
درمان خانوادههای ترکیبی
stepfamily issues
مشکلات خانوادههای ترکیبی
stepfamily bonding
پیوند خانوادگی در خانوادههای ترکیبی
stepfamily integration
ادغام خانوادههای ترکیبی
stepfamily meetings
جلسات خانوادههای ترکیبی
my stepfamily has different traditions than my biological family.
خانوادهٔ جانشین من آداب و رسوم متفاوتی نسبت به خانوادهٔ بیولوژیکی من دارد.
it can be challenging to adjust to a stepfamily.
سازگاری با یک خانوادهٔ جانشین میتواند چالشبرانگیز باشد.
building relationships in a stepfamily takes time.
ایجاد روابط در یک خانوادهٔ جانشین زمان میبرد.
my stepfamily supports me in my career choices.
خانوادهٔ جانشین من از من در انتخابهای شغلیام حمایت میکند.
we often have family gatherings with my stepfamily.
ما اغلب دورهمیهای خانوادگی با خانوادهٔ جانشینم داریم.
communication is key in a stepfamily.
ارتباط کلیدی در یک خانوادهٔ جانشین است.
my stepfamily includes stepsiblings and a stepmother.
خانوادهٔ جانشین من شامل خواهر و برادر ناتنی و یک مادرخوانده است.
holidays can be complicated with a stepfamily.
تعطیلات میتوانند با یک خانوادهٔ جانشین پیچیده باشند.
understanding each other's backgrounds helps in a stepfamily.
درک پیشینههای یکدیگر در یک خانوادهٔ جانشین کمک میکند.
my stepfamily has taught me the importance of acceptance.
خانوادهٔ جانشین من به من اهمیت پذیرش را نشان داده است.
stepfamily dynamics
پویایی خانوادههای ترکیبی
stepfamily support
حمایت از خانوادههای ترکیبی
stepfamily relationships
روابط در خانوادههای ترکیبی
stepfamily challenges
چالشهای خانوادههای ترکیبی
stepfamily roles
نقشها در خانوادههای ترکیبی
stepfamily therapy
درمان خانوادههای ترکیبی
stepfamily issues
مشکلات خانوادههای ترکیبی
stepfamily bonding
پیوند خانوادگی در خانوادههای ترکیبی
stepfamily integration
ادغام خانوادههای ترکیبی
stepfamily meetings
جلسات خانوادههای ترکیبی
my stepfamily has different traditions than my biological family.
خانوادهٔ جانشین من آداب و رسوم متفاوتی نسبت به خانوادهٔ بیولوژیکی من دارد.
it can be challenging to adjust to a stepfamily.
سازگاری با یک خانوادهٔ جانشین میتواند چالشبرانگیز باشد.
building relationships in a stepfamily takes time.
ایجاد روابط در یک خانوادهٔ جانشین زمان میبرد.
my stepfamily supports me in my career choices.
خانوادهٔ جانشین من از من در انتخابهای شغلیام حمایت میکند.
we often have family gatherings with my stepfamily.
ما اغلب دورهمیهای خانوادگی با خانوادهٔ جانشینم داریم.
communication is key in a stepfamily.
ارتباط کلیدی در یک خانوادهٔ جانشین است.
my stepfamily includes stepsiblings and a stepmother.
خانوادهٔ جانشین من شامل خواهر و برادر ناتنی و یک مادرخوانده است.
holidays can be complicated with a stepfamily.
تعطیلات میتوانند با یک خانوادهٔ جانشین پیچیده باشند.
understanding each other's backgrounds helps in a stepfamily.
درک پیشینههای یکدیگر در یک خانوادهٔ جانشین کمک میکند.
my stepfamily has taught me the importance of acceptance.
خانوادهٔ جانشین من به من اهمیت پذیرش را نشان داده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید