stepfamily

[ایالات متحده]/ˈstɛpˌfæmɪli/
[بریتانیا]/ˈstɛpˌfæmɪli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خانواده‌ای با ناتنی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

stepfamily dynamics

پویایی خانواده‌های ترکیبی

stepfamily support

حمایت از خانواده‌های ترکیبی

stepfamily relationships

روابط در خانواده‌های ترکیبی

stepfamily challenges

چالش‌های خانواده‌های ترکیبی

stepfamily roles

نقش‌ها در خانواده‌های ترکیبی

stepfamily therapy

درمان خانواده‌های ترکیبی

stepfamily issues

مشکلات خانواده‌های ترکیبی

stepfamily bonding

پیوند خانوادگی در خانواده‌های ترکیبی

stepfamily integration

ادغام خانواده‌های ترکیبی

stepfamily meetings

جلسات خانواده‌های ترکیبی

جملات نمونه

my stepfamily has different traditions than my biological family.

خانوادهٔ جانشین من آداب و رسوم متفاوتی نسبت به خانوادهٔ بیولوژیکی من دارد.

it can be challenging to adjust to a stepfamily.

سازگاری با یک خانوادهٔ جانشین می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

building relationships in a stepfamily takes time.

ایجاد روابط در یک خانوادهٔ جانشین زمان می‌برد.

my stepfamily supports me in my career choices.

خانوادهٔ جانشین من از من در انتخاب‌های شغلی‌ام حمایت می‌کند.

we often have family gatherings with my stepfamily.

ما اغلب دورهمی‌های خانوادگی با خانوادهٔ جانشینم داریم.

communication is key in a stepfamily.

ارتباط کلیدی در یک خانوادهٔ جانشین است.

my stepfamily includes stepsiblings and a stepmother.

خانوادهٔ جانشین من شامل خواهر و برادر ناتنی و یک مادرخوانده است.

holidays can be complicated with a stepfamily.

تعطیلات می‌توانند با یک خانوادهٔ جانشین پیچیده باشند.

understanding each other's backgrounds helps in a stepfamily.

درک پیشینه‌های یکدیگر در یک خانوادهٔ جانشین کمک می‌کند.

my stepfamily has taught me the importance of acceptance.

خانوادهٔ جانشین من به من اهمیت پذیرش را نشان داده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید