sticker

[ایالات متحده]/'stɪkə/
[بریتانیا]/'stɪkɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ابزار نوک تیز یا تیز؛ یک مشکل دشوار؛ یک برچسب چسبنده یا دکال
vt. چسباندن برچسب قیمت به
adj. مربوط به برچسب قیمت روی یک خودرو
Word Forms
جمعstickers

عبارات و ترکیب‌ها

peel off sticker

برداشتن برچسب

custom sticker

برچسب سفارشی

bumper sticker

برچسب باربند

جملات نمونه

stickers bearing peppy slogans.

برچسب هایی با شعارهای پرانرژی.

A sticker on a bag caught my interest.

یک برچسب روی یک کیف توجه من را جلب کرد.

Mother says that she doesn't want any sticker in the house.

مادر می‌گوید نمی‌خواهد هیچ برچسبی در خانه باشد.

Devote themselves to research and development, create their own brand of professional protection stickers -°¢µÏÆÕ(ADPO).

خود را وقف تحقیق و توسعه می‌کنند، برند خود از برچسب‌های محافظتی حرفه‌ای را ایجاد می‌کنند -°¢µÏÆÕ(ADPO).

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید