stimulator

[ایالات متحده]/'stimjuleitə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. محرک، تحریک‌کننده
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

nerve stimulator

تحریک کننده عصبی

muscle stimulator

تحریک کننده عضلانی

electrical stimulator

تحریک کننده الکتریکی

جملات نمونه

A powerful blue vibration stimulator in an ultimate gradual design providing explosive orgasms. Velvety soft textured. With multispeed vibrations.

یک محرک ارتعاشی آبی قدرتمند با طراحی تدریجی نهایی که ارگاسم انفجاری ایجاد می کند. بافت مخملی نرم. با ارتعاشات چند سرعته.

Men also have hair dryers and, if they suffer from baldness, they use a growth stimulator, buy hairpieces, or have hair transplanted from the hirsute part of the scalp to the bare areas.

مردان نیز دارای سشوار هستند و اگر دچار طاسی شوند از محرک رشد استفاده می کنند، موهای مصنوعی می خرند یا موهای خود را از قسمت پوشیده سر به قسمت های خالی سر پیوند می زنند.

The electric stimulator is used in physical therapy.

تحریک الکتریکی در فیزیوتراپی استفاده می‌شود.

She bought a new muscle stimulator for her workouts.

او یک دستگاه تحریک عضله جدید برای تمرینات خود خرید.

The stimulator helped improve his focus during the study session.

دستگاه تحریک به بهبود تمرکز او در طول جلسه مطالعه کمک کرد.

Doctors use a brain stimulator to treat certain neurological conditions.

پزشکان از یک دستگاه تحریک مغز برای درمان برخی شرایط عصبی استفاده می‌کنند.

The sensory stimulator created a calming atmosphere in the room.

دستگاه تحریک حسی فضایی آرام در اتاق ایجاد کرد.

The stimulator is designed to enhance muscle recovery after workouts.

این دستگاه برای بهبود ریکاوری عضلانی پس از تمرینات طراحی شده است.

Athletes often use a muscle stimulator to relieve soreness and improve performance.

ورزشکاران اغلب از یک دستگاه تحریک عضله برای رفع درد و بهبود عملکرد استفاده می‌کنند.

The sensory stimulator can help children with sensory processing disorders.

دستگاه تحریک حسی می‌تواند به کمک به کودکان مبتلا به اختلالات پردازش حسی کمک کند.

He used a nerve stimulator to alleviate his chronic pain.

او از یک دستگاه تحریک عصبی برای تسکین درد مزمن خود استفاده کرد.

The stimulator is a popular tool in rehabilitation centers for various therapies.

این دستگاه یک ابزار محبوب در مراکز توانبخشی برای انواع درمان‌ها است.

نمونه‌های واقعی

Her helmet is equipped with a special device, transcranial magnetic stimulator, or TMS, which modifies her brain waves using magnetic fields.

کلاه ایمنی او مجهز به یک دستگاه ویژه، محرک مغناطیسی جمجمه‌ای یا TMS است که با استفاده از میدان‌های مغناطیسی، امواج مغزی او را تغییر می‌دهد.

منبع: CNN Selected December 2015 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید