stranglers

[ایالات متحده]/ˈstræŋɡləz/
[بریتانیا]/ˈstræŋɡlərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که سرکوب می‌کند یا خفه می‌کند؛ شیر throttle؛ (Strangler) یک نام خانوادگی؛ (Swedish) Stranglers

عبارات و ترکیب‌ها

stranglers in action

خفه‌کنندگان در عمل

stranglers of hope

خفه‌کنندگان امید

stranglers of fate

خفه‌کنندگان سرنوشت

stranglers of joy

خفه‌کنندگان شادی

stranglers of dreams

خفه‌کنندگان رویاها

stranglers of peace

خفه‌کنندگان صلح

stranglers of freedom

خفه‌کنندگان آزادی

stranglers of love

خفه‌کنندگان عشق

stranglers of truth

خفه‌کنندگان حقیقت

stranglers of progress

خفه‌کنندگان پیشرفت

جملات نمونه

stranglers often target vulnerable individuals.

خفه‌ها اغلب افراد آسیب‌پذیر را هدف قرار می‌دهند.

the police are investigating a series of strangler cases.

پلیس در حال تحقیق در مورد مجموعه‌ای از پرونده‌های خفگی است.

stranglers leave behind little evidence.

خفه‌ها معمولاً شواهد کمی از خود به جا می‌گذارند.

many stranglers are motivated by rage.

بسیاری از خفه‌ها توسط خشم تحریک می‌شوند.

stranglers can be difficult to apprehend.

دستگیری خفه‌ها می‌تواند دشوار باشد.

there is a psychological profile of typical stranglers.

یک پروفایل روانشناختی از خفه‌های معمول وجود دارد.

stranglers may use various methods to commit their crimes.

خفه‌ها ممکن است از روش‌های مختلف برای ارتکاب جرم خود استفاده کنند.

community awareness can help prevent strangler attacks.

آگاهی جامعه می‌تواند به جلوگیری از حملات خفه‌ها کمک کند.

stranglers often leave their victims in secluded areas.

خفه‌ها اغلب قربانیان خود را در مناطق دورافتاده رها می‌کنند.

the documentary explored the minds of famous stranglers.

مستند به بررسی ذهن خفه‌های مشهور پرداخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید