streetcar

[ایالات متحده]/ˈstriːtkɑː/
[بریتانیا]/ˈstriːtˌkɑr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وسیله نقلیه‌ای که بر روی ریل‌ها حرکت می‌کند و برای حمل و نقل عمومی استفاده می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

streetcar service

خدمات تراموا

streetcar station

ایستگاه تراموا

streetcar line

خط تراموا

streetcar stop

توقف تراموا

streetcar route

مسیر تراموا

streetcar operator

اپراتور تراموا

streetcar fare

هزینه تراموا

streetcar network

شبکه تراموا

streetcar driver

راننده تراموا

streetcar company

شرکت تراموا

جملات نمونه

the streetcar runs every 10 minutes during peak hours.

تراموا هر 10 دقیقه در ساعات اوج ترافیک تردد دارد.

we took the streetcar to the downtown area.

ما با تراموا به منطقه مرکز شهر رفتیم.

the streetcar is a convenient way to travel around the city.

تراموا یک راه مناسب برای رفت و آمد در شهر است.

she enjoys riding the streetcar while listening to music.

او از سوار شدن به تراموا در حالی که به موسیقی گوش می‌دهد لذت می‌برد.

the streetcar system is well-connected to other public transport.

سیستم تراموا به خوبی به سایر وسایل حمل و نقل عمومی متصل است.

there is a streetcar stop just around the corner.

ایستگاه تراموا درست در آن نزدیکی وجود دارد.

he missed the streetcar and had to wait for the next one.

او تراموا را از دست داد و مجبور شد منتظر بعدی بماند.

the streetcar is often crowded during rush hour.

تراموا اغلب در ساعات شلوغی پر است.

streetcar fares are usually affordable for everyone.

کرایه تراموا معمولاً برای همه مقرون به صرفه است.

they are planning to expand the streetcar network in the city.

آنها قصد دارند شبکه تراموا را در شهر گسترش دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید