subsidies

[ایالات متحده]/ˈsʌb.sɪ.diz/
[بریتانیا]/ˈsʌb.sɪˌdiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کمک مالی ارائه شده توسط دولت

عبارات و ترکیب‌ها

government subsidies

یارانه‌های دولتی

agricultural subsidies

یارانه‌های کشاورزی

fuel subsidies

یارانه‌های سوخت

housing subsidies

یارانه‌های مسکن

education subsidies

یارانه‌های آموزشی

export subsidies

یارانه‌های صادرات

social subsidies

یارانه‌های اجتماعی

direct subsidies

یارانه‌های مستقیم

cash subsidies

یارانه‌های نقدی

subsidies program

برنامه یارانه

جملات نمونه

the government provides subsidies to support small businesses.

دولت به منظور حمایت از کسب و کارهای کوچک، یارانه‌هایی ارائه می‌دهد.

many farmers rely on subsidies for their income.

بسیاری از کشاورزان برای کسب درآمد خود به یارانه‌ها متکی هستند.

subsidies can help reduce the cost of education.

یارانه‌ها می‌توانند به کاهش هزینه‌های آموزش کمک کنند.

environmental subsidies encourage sustainable practices.

یارانه‌های زیست‌محیطی، تشویق به اجرای روش‌های پایدار می‌کند.

there are various subsidies available for renewable energy projects.

یارانه‌های مختلفی برای پروژه‌های انرژی‌های تجدیدپذیر در دسترس است.

subsidies play a crucial role in the agricultural sector.

یارانه‌ها نقش مهمی در بخش کشاورزی ایفا می‌کنند.

some countries offer subsidies to promote electric vehicles.

برخی از کشورها برای ترویج خودروهای الکتریکی، یارانه‌هایی ارائه می‌دهند.

subsidies can help bridge the gap for low-income families.

یارانه‌ها می‌توانند به پر کردن شکاف برای خانواده‌های کم‌درآمد کمک کنند.

critics argue that subsidies can distort market competition.

منتقدان استدلال می‌کنند که یارانه‌ها می‌توانند باعث تحریف رقابت بازار شوند.

subsidies are often a topic of debate in economic policy.

یارانه‌ها اغلب موضوع بحث در سیاست‌های اقتصادی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید