subtracted

[ایالات متحده]/[sʌbˈtræktɪd]/
[بریتانیا]/[sʌbˈtræk.tɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را از چیز دیگری جدا کردن؛ حذف یا کاهش دادن
adj. جدا شده یا کاهش یافته

عبارات و ترکیب‌ها

subtracted from

از آن کم شده است

being subtracted

در حال کم شدن

subtracted value

مقدار کم شده

subtracted amount

مقدار کم شده

subtracted cost

هزینه کم شده

subtracted total

جمع کل کم شده

subtracted weight

وزن کم شده

subtracted sum

جمع کم شده

subtracted significantly

به طور محسوسی کم شده

subtracted slightly

به طور ناچیزی کم شده

جملات نمونه

the cost was subtracted from the total budget.

هزینه از بودجه کل کم شد.

we subtracted the initial investment from the final profit.

ما سرمایه گذاری اولیه را از سود نهایی کم کردیم.

the temperature had subtracted ten degrees overnight.

دما در طول شب ده درجه کاهش یافت.

the weight of the container was subtracted to find the net weight.

وزن کانتейنر برای محاسبه وزن خالص کم شد.

the noise from the street subtracted from the enjoyment of the concert.

صوت از خیابان از لذت بردن از کنسرت کم شد.

the interest was subtracted directly from my bank account.

کسورات به طور مستقیم از حساب بانکی من کم شد.

five was subtracted from the original number.

پنج از عدد اصلی کم شد.

the time taken was subtracted from the overall project duration.

زمان مصرف شده از مدت کل پروژه کم شد.

the risk was subtracted to calculate the expected return.

ریسک برای محاسبه بازده مورد انتظار کم شد.

the negative feedback subtracted from the team's morale.

بازخورد منفی از روحیه تیم کم شد.

the tax amount was subtracted at the point of sale.

مبلغ مالیات در زمان فروش کم شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید