summaries

[ایالات متحده]/ˈsʌməriːz/
[بریتانیا]/ˈsʌməriz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بیانات یا گزارش‌های مختصر از نکات اصلی چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

summary reports

گزارش‌های خلاصه

executive summaries

خلاصه‌های اجرایی

brief summaries

خلاصه‌های کوتاه

detailed summaries

خلاصه‌های دقیق

project summaries

خلاصه‌های پروژه

annual summaries

خلاصه‌های سالانه

summary findings

یافته‌های خلاصه

summary documents

اسناد خلاصه

summary analysis

تحلیل خلاصه

summary notes

یادداشت‌های خلاصه

جملات نمونه

we need to prepare summaries for the meeting.

ما نیاز داریم خلاصه‌هایی را برای جلسه آماده کنیم.

the teacher asked for summaries of each chapter.

معلم از ما خواست خلاصه‌های هر فصل را ارائه دهیم.

his summaries are always clear and concise.

خلاصه‌های او همیشه واضح و مختصر هستند.

she provided summaries to help us understand the report.

او خلاصه‌هایی را ارائه داد تا به ما در درک گزارش کمک کند.

summaries can save time when reviewing articles.

خلاصه‌ها می‌توانند در هنگام بررسی مقالات در زمان صرفه‌جویی کنند.

we should include summaries in our project presentation.

ما باید خلاصه‌ها را در ارائه پروژه خود بگنجانیم.

the summaries highlighted the main points effectively.

خلاصه‌ها به طور موثر نکات اصلی را برجسته کردند.

she excels at writing summaries for complex texts.

او در نوشتن خلاصه‌هایی برای متون پیچیده عالی است.

they requested summaries of the latest research findings.

آنها درخواست خلاصه‌ای از آخرین یافته‌های تحقیقاتی کردند.

summaries help readers grasp the content quickly.

خلاصه‌ها به خوانندگان کمک می‌کند تا محتوا را به سرعت درک کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید