superficiality

[ایالات متحده]/'sju:pə,fiʃə'æliti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سطحی‌نگری، چیزی که فقط به مسائل سطحی مربوط می‌شود یا عمق ندارد
Word Forms

جملات نمونه

Results There are skin, subcutaneous tissue, superficial temporal fascia, deep temporal fascia, temporal muscle and periosteoma from superficiality to depth.

نتایج وجود پوست، بافت زیرپوست، فاسیای تمپورال سطحی، فاسیای تمپورال عمیق، عضله تمپورال و پریوستئوم از سطح تا عمق وجود دارد.

superficiality in social media

سطحی‌نگری در رسانه‌های اجتماعی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید