Their experiences are superficially similar.
تجربیات آنها به طور سطحی مشابه است.
We must on no account view problems superficially and in isolation.
ما هرگز نباید مشکلات را به طور سطحی و جدا از هم ببینیم.
The painting appeared superficially simple, but it held a deeper meaning.
تابلو نقاشی به ظاهر ساده به نظر می رسید، اما معنای عمیق تری داشت.
She superficially agreed to help, but never followed through.
او به طور سطحی با کمک موافقت کرد، اما هرگز عملی نکرد.
He superficially apologized for his mistake, but didn't truly feel sorry.
او به طور سطحی برای اشتباهش عذرخواهی کرد، اما واقعاً احساس پشیمانی نکرد.
The project was only superficially successful, as it lacked long-term sustainability.
این پروژه تنها به طور سطحی موفقیت آمیز بود، زیرا فاقد پایداری بلندمدت بود.
She superficially smiled at her colleague, hiding her true feelings of annoyance.
او با لبخند سطحی به همکارش نگاه کرد و احساسات واقعی خود را از ناراحتی پنهان کرد.
The company superficially promoted diversity, but discrimination still existed within the organization.
شرکت به طور سطحی تنوع را ترویج کرد، اما تبعیض همچنان در سازمان وجود داشت.
He superficially studied for the exam, but failed to grasp the key concepts.
او به طور سطحی برای امتحان مطالعه کرد، اما نتوانست مفاهیم کلیدی را درک کند.
The celebrity superficially interacted with fans on social media, without truly engaging with them.
سلبریتی به طور سطحی با طرفداران در رسانه های اجتماعی تعامل داشت، بدون اینکه واقعاً با آنها ارتباط برقرار کند.
The politician superficially promised change, but failed to deliver on their commitments.
سیاستمدار به طور سطحی قول تغییر داد، اما نتوانست به تعهدات خود عمل کند.
The product was superficially appealing, but lacked quality in its functionality.
محصول از نظر ظاهری جذاب بود، اما در عملکرد خود فاقد کیفیت بود.
It is in part superficially, short fingers, long thumb.
این موضوع تا حدودی سطحی، انگشتان کوتاه و شست بلند است.
منبع: CNN Selected Highlights September 2015 CollectionSuperficially, " The Lyrics" is a coffee-table book.
به طور سطحی، " ترانهها" یک کتاب روی میز قهوه است.
منبع: The Economist (Summary)Yet the scale of Oldenburg's objects was only superficially absurd.
با این حال، مقیاس اشیاء Oldenburg تنها به طور سطحی پوچ بود.
منبع: HistoryLooked at superficially, neurons in the brain seem to fire at random.
در صورت بررسی سطحی، به نظر میرسد نورونهای مغز به طور تصادفی شلیک میکنند.
منبع: The Economist - TechnologyYes, superficially change has come. But what can we expect from them.
بله، تغییرات به طور سطحی رخ داده است. اما ما باید چه انتظاری از آنها داشته باشیم؟
منبع: CCTV ObservationsIt's entirely possible that it was damaged superficially and that the reactor is safe.
کاملاً ممکن است که به طور سطحی آسیب دیده باشد و راکتور ایمن باشد.
منبع: NPR News March 2022 Compilation" The press referred to us as the lost generation. Superficially, we were selfish and egocentric."
روزنامهها ما را به عنوان نسل گمشده معرفی کردند. به طور سطحی، ما خودخواه و خودخواه بودیم.
منبع: The Apocalypse of World War IIShe tested this idea on greater bilbies, a type of bandicoot that superficially resembles a rabbit.
او این ایده را روی بیلبیهای بزرگتر آزمایش کرد، نوعی باندیکوت که از نظر ظاهری شبیه خرگوش است.
منبع: The Economist - Technology" It is only superficially true, " answered Julien.
فقط به طور سطحی درست است،" جولین پاسخ داد.
منبع: The Red and the Black (Part Four)Their experiences are superficially similar.
تجربیات آنها به طور سطحی مشابه است.
We must on no account view problems superficially and in isolation.
ما هرگز نباید مشکلات را به طور سطحی و جدا از هم ببینیم.
The painting appeared superficially simple, but it held a deeper meaning.
تابلو نقاشی به ظاهر ساده به نظر می رسید، اما معنای عمیق تری داشت.
She superficially agreed to help, but never followed through.
او به طور سطحی با کمک موافقت کرد، اما هرگز عملی نکرد.
He superficially apologized for his mistake, but didn't truly feel sorry.
او به طور سطحی برای اشتباهش عذرخواهی کرد، اما واقعاً احساس پشیمانی نکرد.
The project was only superficially successful, as it lacked long-term sustainability.
این پروژه تنها به طور سطحی موفقیت آمیز بود، زیرا فاقد پایداری بلندمدت بود.
She superficially smiled at her colleague, hiding her true feelings of annoyance.
او با لبخند سطحی به همکارش نگاه کرد و احساسات واقعی خود را از ناراحتی پنهان کرد.
The company superficially promoted diversity, but discrimination still existed within the organization.
شرکت به طور سطحی تنوع را ترویج کرد، اما تبعیض همچنان در سازمان وجود داشت.
He superficially studied for the exam, but failed to grasp the key concepts.
او به طور سطحی برای امتحان مطالعه کرد، اما نتوانست مفاهیم کلیدی را درک کند.
The celebrity superficially interacted with fans on social media, without truly engaging with them.
سلبریتی به طور سطحی با طرفداران در رسانه های اجتماعی تعامل داشت، بدون اینکه واقعاً با آنها ارتباط برقرار کند.
The politician superficially promised change, but failed to deliver on their commitments.
سیاستمدار به طور سطحی قول تغییر داد، اما نتوانست به تعهدات خود عمل کند.
The product was superficially appealing, but lacked quality in its functionality.
محصول از نظر ظاهری جذاب بود، اما در عملکرد خود فاقد کیفیت بود.
It is in part superficially, short fingers, long thumb.
این موضوع تا حدودی سطحی، انگشتان کوتاه و شست بلند است.
منبع: CNN Selected Highlights September 2015 CollectionSuperficially, " The Lyrics" is a coffee-table book.
به طور سطحی، " ترانهها" یک کتاب روی میز قهوه است.
منبع: The Economist (Summary)Yet the scale of Oldenburg's objects was only superficially absurd.
با این حال، مقیاس اشیاء Oldenburg تنها به طور سطحی پوچ بود.
منبع: HistoryLooked at superficially, neurons in the brain seem to fire at random.
در صورت بررسی سطحی، به نظر میرسد نورونهای مغز به طور تصادفی شلیک میکنند.
منبع: The Economist - TechnologyYes, superficially change has come. But what can we expect from them.
بله، تغییرات به طور سطحی رخ داده است. اما ما باید چه انتظاری از آنها داشته باشیم؟
منبع: CCTV ObservationsIt's entirely possible that it was damaged superficially and that the reactor is safe.
کاملاً ممکن است که به طور سطحی آسیب دیده باشد و راکتور ایمن باشد.
منبع: NPR News March 2022 Compilation" The press referred to us as the lost generation. Superficially, we were selfish and egocentric."
روزنامهها ما را به عنوان نسل گمشده معرفی کردند. به طور سطحی، ما خودخواه و خودخواه بودیم.
منبع: The Apocalypse of World War IIShe tested this idea on greater bilbies, a type of bandicoot that superficially resembles a rabbit.
او این ایده را روی بیلبیهای بزرگتر آزمایش کرد، نوعی باندیکوت که از نظر ظاهری شبیه خرگوش است.
منبع: The Economist - Technology" It is only superficially true, " answered Julien.
فقط به طور سطحی درست است،" جولین پاسخ داد.
منبع: The Red and the Black (Part Four)لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید