supernatural

[ایالات متحده]/ˌsuːpə'nætʃ(ə)r(ə)l/
[بریتانیا]/ˌsupɚ'nætʃrəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فراتر از طبیعی; ناشی از ارواح، خدایان یا جادو
n. چیزها یا پدیده‌هایی که فراتر از طبیعی هستند; پدیده‌های ماورایی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

supernatural beings

موجودات فراطبیعی

جملات نمونه

a woman of supernatural beauty.

زن با زیبایی فراطبیعی

phenomena once considered supernatural have yielded to naturalistic explanation.

پدیده‌هایی که زمانی غیرطبیعی تلقی می‌شدند، در برابر توضیح طبیعی‌گرایانه تسلیم شده‌اند.

a board with the alphabet on it; used with a planchette to spell out supernatural messages.

تخته‌ای با الفبا روی آن؛ با استفاده از یک صفحه برای رمزگشایی پیام‌های فراطبیعی.

Although this practice has fallen out of favor in modern times, it was in no small way responsible for the rumors of the supernatural disease lycanthropy.

اگرچه این عمل در دوران مدرن از لطف و محبیت افتاده است، اما در ایجاد شایعات مربوط به بیماری فراطبیعی غول‌آسایی (لایکانتروپی) نقش مهمی ایفا کرده است.

If we look we may find that direction and goals can emerge in biological evolution from a mob of directionless and goal-less parts, without invoking vitalistic or supernatural explanations.

اگر نگاه کنیم، ممکن است دریابیم که جهت و اهداف می‌توانند از مجموعه‌ای از اجزای بی‌هدف و بدون هدف در تکامل بیولوژیکی سرچشمه می‌گیرند، بدون اینکه نیازی به توسل به توضیحات ویتاالیستی یا فراطبیعی باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید