supervisors

[ایالات متحده]/ˈsuːpəvaɪzəz/
[بریتانیا]/ˈsuːpərvaɪzɚz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که نظارت یا مدیریت دیگران را بر عهده دارند

عبارات و ترکیب‌ها

supervisors meeting

جلسه مدیران

supervisors report

گزارش مدیران

supervisors training

آموزش مدیران

supervisors feedback

بازخورد مدیران

supervisors roles

نقش‌های مدیران

supervisors guidelines

دستورالعمل‌های مدیران

supervisors evaluation

ارزیابی مدیران

supervisors responsibilities

مسئولیت‌های مدیران

supervisors approval

تایید مدیران

supervisors duties

وظایف مدیران

جملات نمونه

supervisors play a crucial role in employee development.

مدیران نقش حیاتی در توسعه کارکنان ایفا می‌کنند.

employees should communicate openly with their supervisors.

کارکنان باید به طور آشکار با مدیران خود ارتباط برقرار کنند.

supervisors are responsible for overseeing daily operations.

مدیران مسئولیت نظارت بر عملیات روزانه را بر عهده دارند.

good supervisors foster a positive work environment.

مدیران خوب، محیط کار مثبتی را تقویت می‌کنند.

supervisors must provide constructive feedback to their team.

مدیران باید بازخورد سازنده به تیم خود ارائه دهند.

many employees seek guidance from their supervisors.

بسیاری از کارکنان به دنبال راهنمایی از مدیران خود هستند.

supervisors help resolve conflicts within the team.

مدیران به حل اختلافات در تیم کمک می‌کنند.

effective supervisors lead by example.

مدیران موثر با الگو بودن رهبری می‌کنند.

supervisors should recognize and reward good performance.

مدیران باید عملکرد خوب را تشخیص داده و پاداش دهند.

training programs are often organized by supervisors.

برنامه‌های آموزشی اغلب توسط مدیران سازماندهی می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید